عبد الرزاق اللاهيجي

30

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

از ميان ساير ممكنات ، و الّا ايجاد آن ممكن خاص بدون ممكنات ديگر ، با تساوى نسبت او به جميع ممكنات ، ترجيح بلا مرجّح خواهد بود . و بطلان ترجيح بلا مرجّح نيز قريب ببديهى است . چه ترجيح بلا مرجّح در غير فاعل مختار بطلانش بديهى است و كسى را خلافى نيز نيست . و در فاعل مختار بتوهم آنكه اراده كافى باشد و محتاج بمرجّحى ديگر نباشد ، بسيارى از مردم خلاف كرده‌اند به تخصيص اشعرى و اتباعش . ليك آن نيز ظاهر البطلان است . چه تعلّق اراده با حد المتساويين بدون آن ديگر ، ترجّح بلا مرجّح است كه بديهى البطلان است و متّفق عليه است . پس بطلان ترجيح بلا مرجّح بنابر استلزام است مر ترجّح بلا مرجّح را . و چون بطلان ترجيح بلا مرجّح ثابت شد پس هرگاه ممكن را علّتى باشد كه موقوف نباشد به آن ديگر ، يا بنابر آنكه ذات فاعل كافى باشد ، آن را علّت مستقلّه گويند ؛ و يا بنابر آنكه جميع امور موقوف عليها ، همه حاصل باشند و آن را علت تامه گويند ؛ لا محاله واجب شود وجود معلول ، و جائز نباشد تخلّف معلول ، و الّا ترجيح بلا مرجّح لازم آيد ، چه ايجاد نكردن معلول در اين وقت و ايجاد كردن در وقت ديگر بر اين تقدير ، ترجيح احد المتساويين خواهد بود بدون مرجّحى . و مناسب اين مقام است ذكر شبهه‌اى كه بعضى از طلبه را گاه باشد دامن‌گير خاطر شود ، و دفع نمودن آن . و آن چنان است كه گويند : ترجيح بلا مرجح يعنى بلا داعى مطلق محالست ، و ليكن ترجيح مساوى يا مرجوح ، يعنى ترجيح بسبب داعى كه مرجوح باشد از داعى ديگر ، يا مساوى باشد با آن ، جائز است . چه در صورت اول مرجّح اصلا نيست بخلاف صورت دوّم كه مرجّح هست ليكن مساوى با مرجوح است ، و فاعل مختار تواند كه بارادهء خود ، اختيار ترجيح مرجوع كند ؛ و تعلّق اراده باحد المتساويين يا مرجوح بسبب ترجيح مرجوح يا ترجيح مساوى ، بلا مرجّح نباشد . و گاه باشد تأييد اين شبهه كنند بوقوع . و آن چنان است كه گويند : ترجيح مرجوح از اكثر مردم واقع شود ؛ چه بسيار باشد كه شخصى فضل و رجحان تقديم صلاة را مثلا در اوّل وقت داند ، مع ذلك اختيار آن نكند و مشغول به مباحات شود . و از اين قبيل باشد جميع ارتكاب محرمات و اجتناب از واجبات