عبد الرزاق اللاهيجي

27

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

فصل چهارم در ذكر بعضى از خواص واجب الوجود يكى از خواصّ واجب الوجود ، امتناع تركيب است مطلقا ، خواه تركيب واجب از غير ، و خواه تركيب غير از واجب . امّا تركيب واجب از غير ، بسبب آنكه تركيب منافى وجوب وجود است ، چه تركّب مستلزم احتياج به غير است در وجود ، لااقل به اجزاء مركب ؛ و احتياج در وجود ، منافى وجوب وجود است . امّا تركّب غير از واجب ، بسبب آنكه تركّب حقيقى مستلزم احتياج هر يك از اجزاء است به آن ديگر ، بر وجهى كه دور نشود . چه اگر اجزاء همه بهم محتاج نباشند بالضرورة مركّب حقيقى بهم نرسد . امّا اگر هيچ‌يك محتاج به آن ديگر نباشد كالحجر الموضوع بجنب الانسان ، فظاهر . و امّا اگر يكى محتاج باشد و ديگرى نباشد مثل جسم اسود كه سواد محتاج است بجسم ، ليكن جسم محتاج نيست به سواد ؛ و اين نيز ظاهر است . چه امثال اينها صفت و موصوف باشند نه مركّب حقيقى . و مركّب حقيقى مانند سرير باشد ؛ چه مادّهء سرير كه قطع خشب است به جهت اينكه مادّهء سرير باشد محتاج است به هيأت سرير . و هيأت بنابراين كه عرض است ، محتاج است بقطع خشب . پس اگر چيزى مركّب باشد از واجب الوجود تركّب حقيقى ، لازم آيد احتياج واجب به غير ، و آن منافى وجوب وجود است . يكى ديگر از خواصّ واجب ، آن است كه وجود در او بالقوّه نتواند بود . چه مراد از قوّت عدم چيزى است از شيء كه در شأن آن شيء باشد وجود آن چيز براى او . پس قوّت مستلزم عدم باشد . و واجب الوجود عين وجود است و هر چه عين وجود باشد بالضروره عدم كه منافى اوست ، در او نتواند بود . و از اينجا لازم آيد كه واجب الوجود محلّ حوادث نتواند بود ، چه حادث لا محاله مسبوق باشد بعدم . و نيز لازم آيد كه ناقص نتواند بود ، چه نقص بالضروره مستلزم عدم است .