ضياء الدين جرجانى

92

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

و چون مردمان غوغا كردند و عثمان را بكشتند ، طلحه و زبير حرم مصطفى ( ص ) را به حيله از خانه بيرون آوردند ، و كشتن عثمان را به دروغ بر على ( ع ) بستند ، و به بهانهء آنكه مادر مؤمنان با ماست و خون عثمان طلب مىكند ، آن دو ، هزار جاهل و نادان را جمع كردند و كارزار بر امير المؤمنين ( ع ) كردند ، چندان‌كه توانستند رنج و مشقت رسانيدند تا آخر الامر مخذول شدند . و چون حجره‌نشين مصطفى ( ص ) كه پيوسته مىديدى كه مصطفى ( ص ) امير المؤمنين ( ع ) و فرزندانش را چگونه داشتى و چگونه نواختى با على آن كند ، كسى ديگر خود چه كند ؟ و همچنين ، جماعتى كه پيوسته با مصطفى نشستندى و خبرها روايت كردندى ، از پس آن بر معاويه - عليه اللّعنه - گرد آمدند و تا امير المؤمنين ( ع ) زنده بود او را رنجور مىداشتند و شمشير در روى او مىكشيدند . و اينان همه مهاجريان و انصاريان بودند و با پيغمبر جهاد كرده بودند ، كه با امير المؤمنين ( ع ) آن كارها كردند و ديگران فرا ساختند . و هم ايشان بودند كه با يكديگر تدبير كردند ، و امام حسن ( ع ) را به « 1 » خانه نشاندند و به زهرش شهيد كردند . و چون پيوستگان خواستند كه در بر مصطفى ( ص ) دفنش كنند ، آن كه او را مادر مؤمنان مىگويند بر نشست و مروان را با يارانش برانگيخت تا بر جنازهء امام حسن ( ع ) تير باران كردند و نزديك هفتاد تير بر جنازهء وى نشاندند و بر گردانيدند و به گورستان غريبان « 2 » دفن كردند . و همچنين ، بيشترى فرزندان مهاجر و انصار بودند و بسيارى از ايشان مصطفى ( ص ) را ديده بودند و با اين همه ، چندين هزار مرد در كربلا گرد امام حسين ( ع ) در آمدند ، و آب از وى و پيوستگان وى بازگرفتند تا از تشنگى ، جمله بىطاقت شدند . و امام حسين ( ع ) و فرزندان و برادر و برادرزادگان و خواهرزادگان را هر يكى چون گوسفند سر مىبريدند و بنه‌اش غارت كردند ، و خواهرانش را و زن و دختر را سر برهنه كرده بر پالان خشك بسته به اسيرى مىبردند - همچو بردگان كه از كافرستان آورند - و در

--> ( 1 ) . اصل : با . ( 2 ) . گورستان بقيع در مدينه . م