ضياء الدين جرجانى
67
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
خواستن ايمان و طاعت - اگر چه حاصل نيايد - نيز نشان عاجزى نباشد ؟ اگر نشان عاجزى بود ، بايد كه آنجا نيز نشان عاجزى بود با آنكه اندر ميان ما فرمان نابردن و ناكردن و آنچه فرمايند دوست دارد اندر ، نشان عجز بليغتر بود . و نشايد كه خداى تعالى مريد باشد به ارادهء قديم چنان كه اشعريان « 1 » و كلابيان « 2 » گويند كه درست شد كه نشايد كه با خداى تعالى قديمى ديگر باشد . ديگر آنكه اگر ارادت قديم ذات خداى تعالى بود ، لازم آيد كه با خداى تعالى قديمى ديگر باشد . و سخن در قدرت و علم و حيات با خصم همچنين باشد كه از پيش گفته آمد ، پس بنماند الّا كه خداى تعالى مريد است به ارادت محدث نه در محل ، و كاره است به كراهت محدثه نه در محل كه خداى تعالى محل نيست ، زيرا كه محل جسم باشد . فصل بدان كه خداى تعالى جسم نيست و عرض نيست ، كه اين جمله محدث است و خداى تعالى قديم است . اگر خداى تعالى جسم بودى يا عرض ، لازم آمدى كه خداى تعالى محدث بودى و يا جسم و عرض قديم بودى ، و اين باطل است . و همچنين اگر خداى تعالى جسم بودى جسم نتوانستى آفريدن ، چنان كه ما جسميم و جسم نتوانيم آفريد . فصل : در غنىّ بدان كه خداى تعالى غنى است . و غنى آن حيىّ بود كه هيچ چيز حاجتش نباشد ، كه
--> ( 1 ) . پيروان ابو الحسن اشعرى كه اعتقاد دارند صفات ازلى خداوند زايد بر ذات اوست ، ولى اين صفات قائم به ذات واجب الوجود است . ( دهخدا ) ( 2 ) . پيروان ابن كلاب از فرق دهگانهء مشبهه كه خود را از پيروان شافعى خوانند . ( دهخدا )