ضياء الدين جرجانى

14

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

مطنطن و مغلق دورهء مغول و صفويه در آنها اثرى نيست ، و عبارات ثقيل و متكلّف كمتر در آنها ديده مىشود . اگر چه زمان او به طور دقيق معلوم نيست ، ولى شواهد بسيار آشكار مىسازد كه متعلق به دورهء مغول و بعد از آن بوده است ، زيرا قديمترين نسخهء خطى وى كه عقايد دينيه و تحت عنوان واجبات عقليه در فهرستها ضبط است و نيز دستنويس رسالهء واجبات نماز متعلق به 916 - 917 ه . ق مىباشد و از منتصر مصرى متوفى 620 ه . ق نام مىبرد ، پس زمان او نمىتواند قبل از حملهء مغول باشد . امّا با كمال افسوس از تاريخ تولد ، شرح زندگانى و درگذشت وى اطّلاعى در دست نيست . مطالب و مضامين رسالات ضياء الدين بسيار شبيه يكديگر است و گويا معلومات خويش را در مجالس مختلف تقرير كرده و شاگردان وى تحرير كرده‌اند . از اشاراتى كه در تكذيب فرقه‌هاى ديگر دارد ، اين مطلب آشكار مىشود كه عقايد گذشتگان ديگر را مطالعه نموده و احتمالا مباحثاتى با ايشان داشته ، و از افكار و عقايد فرقه‌هاى اسلامى مطّلع بوده است . وى در هر يك از رسالات خويش - تا حدّى كه فرصت يافته است - در انكار عقايد ساير فرق ، به استثناى شيعه ، بسيار مصرّ بوده است . بنابراين ، ضياء الدين فقيه و متكلمى شيعى مذهب و متعلق به بعد از دورهء مغول مىباشد و زادگاهش نيز جرجان است . آيا ممكن است جغرافياى جرجان در شناسايى ضياء الدين مؤثر باشد ؟ ناحيهء جرجان ناحيهء جرجان بين خراسان و طبرستان واقع شده و بعضى از علما آن را گرگان فعلى مىدانند . گروهى اين منطقه را جزء خراسان و گروهى نيز جزء طبرستان دانسته‌اند . « 1 » حمد الله مستوفى بناى جرجان را به تهمورث و سپس به قباد ساسانى نسبت مىدهد . « 2 » حتى ، وى اضافه مىكند كه فيروز براى جلوگيرى از حملهء هياطله به ايران ،

--> ( 1 ) . لغت نامهء دهخدا . ( 2 ) . نزهة القلوب : 3 / 160 .