حسن بن عبد الرزاق لاهيجى

90

رسائل فارسى ( فارسى )

منتشر شود ؛ و هر قدح [ قابلى ] « 1 » به قدر وسعت خود پر گردد ؛ اين « 2 » معنى نظير اين است كه الفاظ قرآن و حديث به لغت عرب وارد شده ، زيرا كه مخاطب به آن ايشان بودند و براى ساير طوايف عجم به لغت ايشان ترجمه بايد نمود ؛ و اگر نه چنين « 3 » بودى ، لازم آمدى كه جهّال و غير عرب ، از فضل دين ، ابد الآبدين محروم مانند . سؤال پنجم « 4 » اينكه : « اگر اين راه ، راست و اين علم ، از جانب خداست ، پس در ميان اهل آن اين همه اختلاف چراست ؟ » . و جواب اين سؤال اين است كه : اختلاف در چيزى ، اگر دلالت بر « 5 » بطلان آن « 6 » كند ، يا موجب قدحى در او باشد ، لازم آيد كه علم فقه و همهء علوم عالم ، باطل و ضايع باشند ؛ چه هيچ علمى نيست كه در ميان اهل آن ، خلافها « 7 » بسيار نباشد . « 8 » بلكه - نعوذ باللّه - اين مفسده در دين اسلام زياده از همه لازم آمدى ؛ چه در هيچ امرى اين قدر خلاف معلوم نيست كه « 9 » در اين دين از « 10 » اصول و فروعش ؛ و شاهد بر اين ، همين بس است « 11 » كه به مقتضاى حديث مشهور اهل بيت - صلوات اللّه عليهم « 12 » - اهل اسلام هفتاد و سه فرقه شده‌اند « 13 » . پس معلوم شد كه اختلاف جماعتى دليل نقص و قدح طريقهء « 14 » ايشان نيست ؛ و سرّ اين ، اين است كه هر چيزى را راهى و رهنمايى « 15 » ، و رفتن آن راه « 16 » شرطى و توشه « 17 » و قانونى مىدارد ؛ و اگر آنچه مىبايد « 18 » ، به عمل آيد ، هيچ خلاف « 19 » در آن

--> ( 1 ) . الف و ب : « قابليتى » . ( 2 ) . الف : « پر كرد و اين » . ( 3 ) . ب : « نه اينچنين » . ( 4 ) . ب : « سؤال پنجم » ندارد . ( 5 ) . الف : « بر » ندارد . ( 6 ) . ب : « او » . ( 7 ) . ب : « اهل آنها خلافهاى » . ( 8 ) . الف : « نباشند » . ( 9 ) . الف : « كه » ندارد . ( 10 ) . ب : « در » . ( 11 ) . ب : « همين نسبت است » . ( 12 ) . ب : « اهل بيت - صلوات اللّه عليهم - » ندارد . ( 13 ) . ب : « شدند » . ( 14 ) . ب : « طريقه » ندارد . ( 15 ) . ب : « هر چيزى را راه و راهنماى » . ( 16 ) . ب : « راه » ندارد . ( 17 ) . الف : « و » ندارد . ( 18 ) . الف : « مىدارد ، اگر رعايت آنچه در آن چيز مىآيد » . ( 19 ) . ب : « خلافى » .