حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
87
رسائل فارسى ( فارسى )
آمده كه : « هيچ چيز نيست ، مگر كه حكمش در قرآن و حديث وارد شده ؛ و هيچ دو كس در هيچ « 1 » امرى منازعه نكنند ، مگر اينكه حكم آن در قرآن و حديث آمده ، امّا عقلهاى مردم به آن نمىرسد » . اگر گويند : « سبب چيست كه اين مسائل در قرآن و حديث صريح نيست ؟ » ؛ گوييم : سببش اين است كه دين مبين بر همهء خلايق آمده ، و عقول مردم در نهايت تفاوت ، و اكثر آنها ناقص و ضعيف ، و از بلوغ به حقايق و بواطن اشيا قاصر ، و فهميدن مسائل و مقاصد مشكله « 2 » بر ايشان متعسّر ، بلكه متعذّر ، و اين امرى است بسيار ظاهر ؛ پس اگر مطالب غامضه در قرآن و حديث صريح مىبود ، اكثر مردم به سبب نفهميدن مبتلا به حيرت ، بلكه به كفر و ضلالت مىشدند ؛ پس بالضروره اهل بيت طهارت « 3 » - صلوات اللّه عليهم « 4 » - كه اكمل حكما و افضل علمايند ، مطالب و مقاصد عالم را به عبارتى چند ، از روى حكمت و مصلحت بيان فرمودهاند كه به نظر هر كس رسد و هر كس « 5 » شنود به قدر عقل خود چيزى فهمد و از زياده بىخبر باشد « 6 » تا موجب فساد نشود ؛ چنان كه ايشان خود « 7 » فرمودهاند كه : « ما معاشر انبيا با مردم به قدر عقول ايشان تكلّم كنيم » . سؤال سيّم « 8 » اينكه « 9 » : « مسلّم نيست كه مراد از « 10 » تفكّر در قرآن و حديث ، فكر در حقايق و ذوات اشيا است ؛ بلكه در منافع و غايات آنهاست ؛ چنان كه بعضى احاديث مشعر است به آن » . و جواب اين سؤال اين است كه : اگر چه بعضى احاديث مشعر است به آن ، امّا بسيارى از « 11 » احاديث و آيات نيز صريح است در اين ؛ و اكثر هر دو ، اعم است « 12 » از هر
--> ( 1 ) . الف : « هيچ » ندارد . ( 2 ) . ب : « مشكل » . ( 3 ) . الف : « طهارت » ندارد . ( 4 ) . ب : « صلوات اللّه عليهم » ندارد . ( 5 ) . ب : « رسد و هر كس » ندارد . ( 6 ) . ب : « و از زيادتى خبر باشد » . ( 7 ) . ب : « چندان كه خود - صلوات اللّه عليهم - » . ( 8 ) . ب : « سؤال سيّم » ندارد . ( 9 ) . ب : « آنكه » . ( 10 ) . الف : « مراد از » ندارد . ( 11 ) . ب : « از » ندارد . ( 12 ) . ب : « است » ندارد .