حسن بن عبد الرزاق لاهيجى

43

رسائل فارسى ( فارسى )

1 / 10 . دورى از سلاطين ميرزا حسن مانند جدّش و پدرش از روى آوردن به دربار خوددارى نموده است و آنچنان كه از كتب تراجم و آثار خود وى بدست مىآيد در عمر خود هيچ سمت دربارى نداشته است . او خود در مقدمهء الفة الفرقة در انتقاد از مخالفان چنين مىنويسد : و أغرب من هذا إنّى مع خمول ذكرى و أفول قدرى و سقوط شأنى و هبوط مكانى و تجافى مساند أمثالهم و تباعدى عن مراتب أشباههم ، لا يدعونى و لا ينسونى ذكرى . ميرزا حسن بيش از بيست كتاب تأليف نموده اما در هيچ يك از اين كتابها نام سلطانى يا مدح اميرى و صاحب منصبى به چشم نمىخورد . بلكه به عكس در مواردى از عملكرد حكومت وقت انتقاد كرده است . او در هدية المسافر در بيان سفرهاى حرام مىنويسد : و ايضا بايد دانست كه هر سفرى كه مشتمل است بر ظلم و جور بر مسلمانان و گرفتن اموال ايشان [ در مقابل ] اعانت و مدد ايشان ، همه داخل سفر باطل است و بسا باشد كه اين معنى متضمن گشتنها و نشستنهاى حرام باشد . و گاه باشد كه اين جماعت گمان كنند كه حفظ اهل اسلام و سرحدها و دفع دشمنان از ايشان مىكنند و از اين جهت سفرشان حق است و جواب اين شبهه اين است كه هرگاه دشمنى حركت كند يا بيم ضررى از ايشان باشد . نهايتش اين است كه به قدر آنچه در رفع آن دشمن و رفع ضرر ، ضرورى باشد از جماعت مسلمين به قدر نسبت احوال ايشان توان گرفت . اما اين همه اموال زياد كه صرف زينتها و تجملات و تنعمات بلكه صرف فسق و معاصى مىشود و به ضرب چوب و به انواع سياسات اكثر از فقرا و عجزه و بيوه‌زنان و يتيمان و امثال ايشان مىگيرند معلوم است كه هيچ‌كدام حق