ناصر خسرو
34
خوان الإخوان ( فارسى )
نميرد آتش روحانى عقلى را خواستند كه مردم بدست بازداشتن از علم و عمل - اندرين جهان - پس مرگ جسمانى اندر آن افتد و جاويد معذب بماند ، از بهر آنك نفس او مر عالم عقل را مخالف باشد بنادانى خويش و مخالف ضعيف از مخالف قوى به عذاب رسد ، ناچاره ، و بنعيم و لذت بهشت جاويدى كه هرگز فنا نپذيرد لذات عقلانى را خواستند كه مردم بدان رسد چون اندرين جهان بعلم و عمل بكوشد و مر شناخت معاد را و نفس خويش را بخير و صلاح بپرورد تا چون بدان عالم رسد نفس او را با عالم عقلانى موافقت باشد ، و موافق ضعيف از موافق قوى براحتى عظيم رسد ، بر مثال كوزهء آب كه اندر درياى بزرگ ريزى و آن آب اندك به يارى آن آب بسيار قوى گردد و همان كار كردن گيرد كه آن درياى بزرگ ميكرد ؛ و لكن مردم علم از آن راه تواند پذيرفتن كه عادت او بر آن بوده باشد . و چون مردم جسدانى و طبيعى بود بفعل آمده و عقلانى و نفسانى بود اندر حد قوت ، پيغمبران عليهم السلام دانستند كه ايشان علم آن عالم را كه برتر از طبيعت است نتوانند اندر يافتن مگر از راهنمون كردن مر ايشان را بدانچ زير طبيعت اندرست تا اندك اندك بدانستن آن و دليل گرفتن از آن بر چيزى كه برتر از آنست بعلم عالم روحانى عقلانى رسند . پس هر يكى از رسولان مر خلق را از آن راه سخن گفتند كه مردم روزگار او دست در آن داشتند تا بريشان پذيرفتن آن آسانتر بود . و گواهى دهد بر درستىء اين دعوى قول خداى تعالى كه همىگويد قوله : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ » گفت : و نه فرستاديم هيچ رسولى مگر به زبان آن قوم او . و تأويل زبان بدين جاى علم است از بهر آنكه گذرگاه علم بر زبانست و اين نام علم بر زبان هم بدان سبب همسايگى راست كز پيش ياد كرديم ، و فرستادن رسول سوى خلق تا از