ناصر خسرو
31
خوان الإخوان ( فارسى )
هر كه خوشى و آسانى يافت از درد و رنج رسته شد . و نيز مرين را قسم سديگر نيست چنانك رسول مصطفى صلى اللّه عليه و آله گفت ، « فو الذى نفس محمد بيده ليس بعد الموت غير الجنة او النار » گفت و سوگند خورد : بدان كس كه نفس محمد بدست اوست كه نيست پس از مرگ جز بهشت يا آتش . و نيز گوئيم : كه چون غرض آفريدگار بآفرينش عالم جسمانىء نازنده مردم بود كه ندندهء گويندهء ميرنده است غرض او بآفرينش عالم روحانى پديد آوردن صورت زندهء ناميرندهء دانا بود ، و بنخستين آفرينش ازين عالم صورت ابدى بحاصل نيامد ، چنانك از خاك خرماى رسيده بر نيايد بل كه نخست درخت بر آيد كه خرماست اندر قوت و از آن درخت خرما بيرون آيد . پس گوئيم كه زين عالم مرده مردم زندهء مردنى پديد آيد و از مردم صورت نفسانى زندهء ناميرنده پديد آيد ، آن نخستين آفرينش بميانجى لطائف جسمانى بود از افلاك و ستارگان ، و اين ديگر آفرينش بميانجى لطائف نفسانى بود كه ناطقان و اساسان و امامانند . پس جسد اين جهانى است محسوس و فانى و نفس آن جهانى است معقول و باقى . و ايزد تعالى مردم را پذيراى خوشى و درد گردانيد هم بجسم و هم بنفس ، و درد و خوشى جسمانى بيمارى و تندرستى است . و بيمارى به دو بخش است : يكى بخش آنست كز اندرون جسد خيزد چون غلبه كردن طبيعتى بر ديگرى يا فساد اندامى از اندامها درونى ، و ديگر بخشش آنست كه بيرون جسد افتد چون سرما و گرما و ريش و زخم ، برابر هر دردى آسانى هست و برابر هر بيمارى درستىاى هست . و درد و خوشىء نفسانى نيز به دو بخش است : چون انده و شادى و خشم و خشنودى و پشيمانى و خرمى و كام و ناكام ، و اين درد مر نفس