ناصر خسرو

مقدمه 6

خوان الإخوان ( فارسى )

فاطمى و امام زمان المستنصر باللّه ابو تميم معد بن على براى نشر دعوت در خراسان « 1 » مأمور شد - لقب حجة مستنصرى ، حجة جزيرهء خراسان در اشعارش مكرر آمده است . او در مذهب تشيع راسخ و حجة بود در ادب نفس و ادب قلم و در عصر خود بزرگترين مردى كه درجات معارف و كمالات انسانى را تا بالاترين پايهء امكان بر آمده است . ناصر چون در ضمان سلامت بسال 444 هجرى قمرى ببلخ رسيد بشوق و همت تمام بتبليغ پرداخت و داعيان و مأذونان به اطراف ميفرستاد ، هر روز درى از معرفت به روى اهل دل مىگشود ، با علماء و متكلمين سنى مباحثات ميكرد ، و كان جدلا قوى الحجة ، سرانجام فقهاء متعصب حنفى و شافعى با او از در ستيزگى درآمدند ، امراء سلجوقى در صدد آزارش بر آمدند ، جهال قصد جانش كرده خانه‌اش را ويران ساختند ، در غوغاى عامه اموالش بباد غارت رفت . استاد معظم سيد حسن تقىزاده فرار ناصر خسرو را از بلخ پيش از

--> - كه كرد از خاطر خواجه مؤيد * در حكمت گشاده بر تو يزدان كسى را كش بشاگردى نشايد * بشاگردى نشايند اوستادان هر انك او را ببيند روز مجلس * ببيند عقل را سر در گريبان شب من روز رخشان كرد خواجه * ببرهانهاى چون خورشيد رخشان سوى من خوار شد مرگ طبيعى * از آن پس كم چشانيد آب حيوان ز گوشهء منظر او بنگريدم * به زير خويش ديدم چرخ گردان مرا بنمود حاضر هر دو عالم * بيك جا در تنم پيدا و پنهان ( 1 ) فاطميان اقطار اسلامى را به چند منطقهء دعوت بخش كرده و هر يك از آن مناطق را جزيره مىخواندند . اسماعيليه به هفت درجهء مراتب قائل بوده‌اند ، از بالا بپايين : ناطق ، امام ، اساس ، حجة ، داعى ، مأذون ، و مستجيب . - جزيره مأخوذ از جزر و به معناى قسم است . ناصر از مراتب مستجيب و مأذون و داعى بالا رفته بمقام حجتى رسيده بود .