السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1366
تعليقات نقض ( فارسى )
ياقوت در معجم البلدان گفته : « كرج بفتح كاف و راء و بجيم در آخر كلمهء فارسى است و فارسى زبانان آن را « كره » مىنامند و آن شهريست ميان همدان و اصفهان و نخستين كسى كه آن را شهر گردانيد ابو دلف قاسم بن عيسى عجلى است كه آن را ساخت و در آن توطّن گزيد و شاعران از اطراف و اكناف جهان روى بدانجا آوردند و ابو دلف را مدح گفتند و صلات و جوائز گرفتند » . قاضى شوشترى ( ره ) در اوايل مجلس نهم از مجالس المؤمنين كه براى ذكر امراى نامدار و سپه سالاران عالى تبار كه كريمان روزگار و شهسواران مضمار كارزار بودهاند منعقد كرده است ( ج 2 چاپ اسلاميّه ، ص 404 ) گفته : « الامير المؤيد باللطف الخفى و الجلى أبو دلف القاسم بن عيسى العجلى - از خاندان جود و كرم ، و أعاظم امراى مأمون و معتصم ، خلفاى زمان و سلاطين جهان رسوم سلطنت و جهاندارى از راى جهان آرايش اقتباس مىنمودند ، و أساطين فضلاى ذو و الأبصار و فصحاى نكتهگزار حقايق امور حكمت از اشارات طبع عقده گشايش استيناس مىفرمودند ، با وجود انتظام اسباب عيش و كامگارى ، صحبت اذكياى انام را از أهمّ مهامّ خود مىشمرد ، و با وفور عوايق سلطنت و سپهسالارى از صحبت درويشان و فيض دل ايشان بهرهء تمام مىبرد ، زبان سنان صاعقه آثارش مفسّر آيات فتح و ظفر ، و بنان دست گوهر بارش محرّك أقلام فضلاى دانشور و شعراى مدحگستر بود ، انعام و افضال او از وجوه حلال بودى نه از مال مظلومان پريشان حال چنان كه عادت و كردار اهل روزگار است كه دودى از مطبخشان آنگه برآيد كه آتش در خرمن صد مسلمان زنند ، و نانى بر سفرهء خويش آنگه نهند كه آب را در بنياد خانهء صد بىگناه سر دهند ، مشتى نمك بديگشان گاهى رسد كه خروارى بر جراحت دلريشى افشانند ، و چوب هيمه بآتشدان ايشان آنگه درآيد كه صد چوبدستى در پهلوى درويشى كوبند ، آثار شجاعت او مشهور ، و اخبار كرم و جود او بر السنه مذكور و در كتب جمهور مسطور است ، اديب فاضل و موسيقىدانى كامل بود و از مصنّفات او كتابى است در معرفت باز و صيد ، و كتابى در قوانين سياست ملوك و غير آن ، و اكابر شعراى