السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1306
تعليقات نقض ( فارسى )
حال او هست و شايد در تواريخ مربوطه بحرمين مكّه و مدينه نيز « 1 » ترجمهء حال او بمناسبت « معمار الحرمين » بودنش چنان كه به اين لقب در موارد عديدهء نامبرده شده است بطور تفصيل ذكر شده باشد و همچنين در كتب مربوط بأحوال وزراء الى غير ذلك و در اينجا فقط بنقل ترجمهاى كه فزونى استرآبادى در تاريخ بحيره از اين وزير ياد كرده است پرداخته و اين ترجمه را خاتمه مىدهيم ( ص 407 - 408 ) . « الوزير ابو جعفر محمد الملقب بجواد المشهور بجمال الدين موصلى از كريمان زمانه بوده و از وزراى كاردان ، چون در جميع فنون سرآمد اقران شد ملازمت درگاه سلطان محمود بن ملكشاه را اختيار كرد سالى چند با او بسر برد چون اتابك زنگى بن آقسنقر والى موصل و مضافات آن شد جمال الدين را وزير خود كرد چون اتابك كشته گرديد و ولدش سلطان سيف الدين غازى بر سرير حكومت نشست باز جمال الدين موصلى را وزير خود گردانيد ، جمال الدين در وزارت او دست بداد و دهش گشوده بجواد ملقّب گرديد وقتى در موصل قحط و غلاى عظيم شد و جمال الدين موصلى را آنچه بود ايثار خلق كرد روزى شخصى نزد او بطلب آمد هيچ نبود او را ، دستار خود را ببازار فرستاده بملازم گفت : او قيمت اين را نداند به فروش و زرش را به دو ده ، ملازم گفت : ديگر دستار نمانده ، آزرده شد ازو ، و گفت : اى نادان دستار از براى ما پيدا خواهد شد و مثل اين ساعتى پيدا نخواهد شد كه محتاجى چنين تسلّى مىشود برو و ديگر مگو . گويند : در سال پانصد و شصت و شش اراده كرد كه خانهء كعبه را جامه بپوشد مقرّر كرد كه آنچه خرج اهل حاجّ شد بجميع برسانند و از هيچ كس چيزى دريغ ندارند ، در مكّه و مدينه آنقدر زر بمحتاجان داده بود كه سنجيدن آن به ميزان
--> ( 1 ) - اشاره به آنست كه نگارنده بكتب مربوطه بتاريخ مكهء معظمه يا مدينهء منوره از قبيل « الوفاء بالوفاء » سمهودى و خلاصة الوفاء او و همچنين ساير كتب تراجم و تواريخ از قبيل تاريخ البداية و النهايهء ابن كثير و شذرات الذهب ابن عماد و ما فى عدادها مراجعه نكرده است و بطور حتم در همهء اين كتب و امثال آنها ترجمهء حال او هست فراجع ان شئت .