السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1277

تعليقات نقض ( فارسى )

بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اى علىّ بن محمّد سمرى خدا عظيم گرداند اجر برادران ترا در مصيبت تو . تا شش روز ديگر تو از دنيا مفارقت خواهى كرد . پس جمع كن كارهاى خود را و وصىّ و قائم مقام از براى خود قرار مده كه غيبت تامّه واقع شده و بعد از اين ظاهر نمىشويم از براى احدى مگر بعد از اذن از حقّ تعالى ، و اين ظاهر شدن پس از آن خواهد بود كه مدّت غيبت بسيار به طول انجامد و دلها سنگين شود و زمين مملوّ شود از ستم و جور ، و بعد از اين جمعى از شيعيان دعوى مشاهده خواهند كرد . هر كه دعوى مشاهده كند پيش از خروج سفيانى و صداى آسمانى دروغگو و مفترى است ، و لا قوّة الّا باللّه العلي العظيم . حسن گفت : ما همه نسخهء توقيع را برداشتيم و از نزد او بيرون آمديم . چون روز ششم به خدمت او رفتيم او را در حال احتضار يافتيم . كسى با وى گفت كه : وصي تو بعد از تو كيست ؟ فرمود : للّه امر هو بالغه . خدا را امرى و حكمى است كه آن به عمل خواهد آمد . كنايه از وقوع غيبت كبرى . اين بگفت و جان تسليم كرد . رضوان اللّه عليه » . مناظرهء دو نفر بنام على و عمر در نفى و اثبات وجود امام زمان - عجل اللّه فرجه بنهجى كه ملاحظهء آن مورد استفادهء صاحب‌نظران است عالم جليل شيخ محمّد على سهورى - رفع اللّه درجته - در كتاب « عدّة الخلف في عدّة السلف » در باب دوم كه در ذكر احوال ائمّهء معصومين - عليهم السلام - است در مقالهء اولى كه در ذكر احوال خاتم الأوصياء و سيّد الأولياء حضرت ولي عصر حجّت بن الحسن العسكرى - عجّل اللّه فرجه - است و مشتمل بر چند فصل مىباشد فصل هفتم را چنين منعقد كرده است : « الفصل السابع في ذكر ما جرى بين مؤلّف الكتاب و بين بعض علماء الجمهور ممّا يتعلّق بهذه المقالة : صاحبت في قصدي جزيرة العرب * شيخا من الجمهور يدّعى الأرب قلت له : ما اسمك ؟ قال : اسمى عمر * رمت الى أبي حنيفة السفر