السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1225
تعليقات نقض ( فارسى )
اختلافات واقعه در كيفيّت وقوع آن گفته ) : و طحاوى كه از اكابر علماى حنفيّه است گفته كه : رواة اين حديث همه ثقه و معتبرند و از احمد بن صالح كه از اكابر اهل سنّت است منقول است كه گفته : « اهل علم را سزاوار نيست كه در حفظ اين حديث تغافل نمايند زيرا كه از علامات نبوّت است » . ( آنگاه بنقل حكايت ردّ شمس ديگر كه بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) واقع شده است پرداخته ) هر كه طالب باشد بنسخ خطّى كتاب مزبور كه در دسترس است مراجعه كند . و نصّ عبارت طحاوى كه ترجمهاش در عبارت گذشته به نظر مىرسد بنابر نقل سبط ابن الجوزى در تذكرة خواصّ الامّه ضمن بحث از حديث ردّ شمس چنين است ( ص 56 چاپ دوم نجف بسال 1369 ) : « قال الطحاويّ : و هاتان الروايتان « 1 » ثابتتان ، و رواتهما ثقات ، قال الطحاويّ : كان أحمد بن صالح يقول : لا ينبغى لمن سبيله العلم التخلّف عن حديث أسماء لأنّه من علامات النبوّة » . تعليقهء 186 ( ص 524 ؛ س 13 ) در نزول آيهء « احل لكم . . . ( تا آخر ) » در حق عمر بن الخطاب أبو الفتوح رازي ( ره ) در تفسير آيهء « أحلّ لكم ليلة الصيام الرفث الى نسائكم » ( آيهء 187 سورهء مباركهء بقره ؛ ج 2 چاپ اسلاميّه ؛ ص 76 - 77 ) گفته : « مفسّران گفتند : سبب نزول آيه آن بود كه در بدايت فرض صيام حقتعالى چنان فرمود كه : چون روزهدار روزه بگشادى طعام و شراب و جماع چندانى روا بودى او را تا نماز خفتن بكردندى چون از آن وقت بگذشتى حرام شدى تا بر دگر شب نماز شام ، و اگر بخفتى پيش از آنكه افطار كردى و آن وقت مضيّق بگذشتى هم همچونين روا نبودى او را از اين معنى تا بدگر شب . شبى از شبهاى ماه رمضان بعضى صحابه نماز خفتن با رسول اللّه ( ع ) بكردند - گفتند : عمر خطّاب بود - و با
--> ( 1 ) - مراد از اين دو روايت دو طريق صحيح حديث اسماء بنت عميس است دربارهء ردّ شمس كه طحاوى آن را به آن دو طريق نقل كرده است .