السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1199
تعليقات نقض ( فارسى )
در اوّل مجلس سوم مذكور است در اين باب بسيار مفيد و خوب است ، و همچنين بمواردى از تفسير شريف ابو الفتوح ( ره ) كه از اين موضوع بحث شده است بسيار سودمند و مهمّ است و همچنين نظاير اين آثار كه نفايس بيشمار در آنها درج شده است كه برخى از آنها در نظر اهل فنّ به دنيا و ما فيها برترى دارد . تعليقهء 184 ( ص 522 ؛ س 4 ) « عبره كردن - عبر كردن » . عماد بن محمد الثغرى در جواهر الأسمار معروف به طوطىنامه گفته : ( ص 198 نسخهء مطبوعه بتصحيح و اهتمام شمس الدين آل احمد ) : « نه آنجا ملّاحى بود و نه سفينهاى كه به وسيلت و معونت او عبره كنند ؛ متحيّر بماندند » . احمد غزالى در رسالهء سوانح گفته ( ص 48 ) : ( رجوع شود به ص 302 مجموعهء آثار فارسى احمد غزّالى منتشر شده بوسيلهء دكتر احمد مجاهد ) « در حكايت آوردهاند كه مردى بود از خدمتگاران سلطان و او را با معشوق سلطان خوش بودى ، روزى در سراپردهء سلطان سماع بودى هيچ حسّ نيافتى از غلبات شوق و آتش عشق . شبى وا معشوق گفت : اين خال بر رويت از كجا آمد كه من نديده بودم ؟ و معشوق بر روى خالى داشت . چون وقت صبح آمد خواست كه برود معشوق و ازو گفت كه مرو به سباحت ، صبر كن تا كشتى بود . گفت : چرا ؟ گفت : زيرا كه صواب نبود ، نبايد كه سرما ترا هلاك كند . او رنجور گشت ، گفت : چرا چنين ميگوئى ؟ كه مرا مدّتى است كه به سباحت عبره ميكنم . گفت : اى جوانمرد ! اين خال مرا مادرزادست و تو عمريست كه با منى ، و ز غلبات عشق نديده بودى ، از بىخويشتنى بود كه ترا از الم سرماى آب و زمستان حمايتى ميكرد ، كنون پارهء باخود آمدهاى كه خال مىبينى و تمييز ميكنى . فرمان او نبرد البتّه ، برخاست و در آب نشست تا عبره كند ، هلاك شد از سرما ،