السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1197
تعليقات نقض ( فارسى )
با آنها بر مدّعاى خود بسيار حيرتانگيز و شگفتآميز است زيرا بعد از طمّ جيفهء خلافت عبّاسيّه كه بشهادت همهء ارباب تواريخ منشأ قتل و ظلم و جور و خيانت و جنايت و معدن انواع فسق و فجور و فساد و استبداد بوده است استدلال با احاديثى نمايد كه از وقوع خلافت مضمون آنها متجاوز از دويست سال مىگذشته است توضيح آنكه سيوطى بسال نهصد و ده مرده است و قتل مستعصم آخرين خليفهء عبّاسى كه بساط خلافت عبّاسيّان با كشته شدن او برچيده شده است باتّفاق مورّخان ( حتّى خود سيوطى در همين تاريخ الخلفاء نيز ) بسال ششصد و پنجاه و شش بوده است و پيچيده شدن اين بساط پيش از آمدن حضرت عيسى - عليه السلام - و مهدى آخر الزمان حضرت صاحب الأمر - عجّل اللّه فرجه - دليل صريح است بر اينكه آن احاديث موضوع و مختلق است و براى خوشآمد خلفاى عبّاسى وضع و ساخته شده است زيرا اگر كلام پيغمبر ( ص ) مىبود بايستى بساط خلافت ايشان برچيده نشود تا آن را بيكى از آن دو معصوم بسپارند . و همچنين است تخطئهء او صحت نسب فاطميان مصر را زيرا حقّ آنست كه نسب آنان صحيح است و ايشان فاطمى و علوى هستند چنان كه در تعليقهء 131 شرح و بيان آن گذشت ( ص 1064 - 1067 ) . قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در مجلس هشتم ، در جند پنجم ضمن ذكر شرح حال فاطميان مغرب و مصر ( اسماعيليّه ) گفته : ( ص 297 جلد 2 چاپ اسلاميّه ) : « و از جملهء غرائب « 1 » آنكه شيخ جلال الدين سيوطى شافعى در كتاب تاريخ - الخلفاء استدلال نموده بر بطلان خلافت خلفاى اسماعيليّه باحاديثى كه اهل سنّت
--> ( 1 ) - در تعبير قاضى ( ره ) بكلمهء « غرائب » اشاره به همان استغراب و استعجاب است كه بشرح و بيان آن بتفصيل پرداختيم و من مجال مراجعه بكتب علماى اعلام شيعه - رضوان اللّه عليهم - را الان ندارم هر كه بخواهد خودش مراجعه كند زيرا بطور قطع آنان نيز بتكذيب آن دروغها كه أهل سنت آنها را در اين باب بنام حديث بخاتم الانبيا ( ص ) نسبت دادهاند در كتب مفصلهء خود در موارد مقتضى پرداختهاند .