السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

653

تعليقات نقض ( فارسى )

شد مسمّى به « تبريز » شد و مدّتى از اين مرحله گذشت هارون نامه‌اى به او نوشت و در آن نامه آمدن او را بجانب بغداد درخواست نمود او در جواب نوشت : لخلخة الجميد في الكوز الجديد خير من بغداد و هارون الرشيد » . بديهى است كه فردوس التواريخ تأليف عالم محترم ملّا نوروز على بسطامى در زمان فتحعلى شاه قاجار و از معاصران حجّة الاسلام شفتى و محقّق نراقى - قدّس سرّهما - است و يا يكى ديگر از علماى آن زمان بر حسب ترديدى كه عالم بزرگوار شيخ آقا بزرگ طهرانى ( ره ) در الذريعه ( ج 16 ؛ ص 165 ) كرده است ، پس مأخذ نقل بر حسب مدارك دسترس همانا كتاب نقض است كه قاضى شوشترى و محدّث قمى - رحمة اللّه عليهما - نيز از آن نقل كرده‌اند و چون مصنّف كتاب شريف « نقض » يعنى شيخ عبد الجليل - قدّس اللّه تربته - با كمال تبحّر و تضلّعى كه دارد و ملاحظهء اين اثرش نشان مىدهد كه در نهايت عدالت و وثاقت نيز بوده است گاهى در اين قبيل نسبتها راه تسامح پيموده و پارهء مطالبى نقل فرموده كه مانند مطالب تحقيقى وى كه در أعلى درجهء استحكام است نيست مانند فضل شهر آبه كه به پيغمبر اكرم ( ع ) در شب معراج نسبت داده است و نظاير آن ، بديهى است كه بعد از اين مبنى كه « مدار علماى خاصّه و عامّه بر آنست كه بنابر قاعدهء مشهورهء « تسامح در ادلّهء سنن » در فضايل و مناقب و مستحبّات باحاديث ضعيفه متمسّك ميشوند » امر در اين قبيل امور كه وجود و عدمش چندان تأثيرى ندارد سهل و بىاهميّت است و غايت آنچه از اين قبيل بيانات استفاده مىشود تفاخر بكثرت جمعيّت شيعه است حتّى براى افراط در اين امر و تجاوز از حدّ معمولى مثل قاضى نور اللّه شوشترى ( ره ) را كه از مفاخر علماى شيعه - رضوان اللّه عليهم - مىباشد و آثار قلمى او مورد استفادهء كامل شيعيان جهان است در السنه و افواه « شيعه تراش » لقب داده‌اند و نيز شايد مصنّف بزرگوار براى نقل اين قصّه مأخذ قابل اهميّتى داشته است ليكن نظر بمسلّم بودن قضيّه در نظر وى و اشتهار آن در ميان مردم آن را نشان نداده است در هر صورت علامهء بزرگوار ميرزا محمد خان قزوينى ( ره ) كه در تتبّع و تحقيق