السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1147
تعليقات نقض ( فارسى )
الليالي حاجة و يقول في دعائه : يا ربّ سروري في خدمتك ، و حزني في الموت ؛ لانقطاعي عن خدمتك ، و أسألك بجلالك و قدرتك أن لا تتركني في القبر كى لا أنقطع عن خدمتك و أسألك أن ترزقني هذه الدرجة بمنّك و فضلك ؛ فسمع هذا الخبر الحسن البصريّ ( ره ) فقال : يا ربّ بحقّ من لا إله الّا هو لقد رأيته بعد موته في المنام قائما يصلّى » . سيوطى در شرح الصدور در باب « احوال الموتى في قبورهم » قريب به اين قضايا را نقل كرده است ( ص 126 - 134 چاپ هند ) . 3 - عقيدهء شيعيان دربارهء نكاح كافران و مشركان كلينى ( ره ) بسندش « 1 » از عمرو بن النعمان الجعفي نقل كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) دوستى داشت كه حضرت هر كجا كه تشريف ميبرد از حضرت جدا نميشد . روزى با غلام سندى كه داشت در خدمت آنحضرت در بازار كفّاشان راه ميرفت و غلام در دنبال آنها حركت ميكرد ناگهان آن مرد سه بار به پشت سر نگاه كرده غلام را نديد در بار چهارم كه چشمش بغلام خورد گفت : اى زنازاده كجا بودى ؟ - راوى ميگويد : امام صادق بشنيدن اين سخن از دوستش دست مباركش را بلند كرده به صورت مبارك خودش زد و فرمود : سبحان اللّه مادرش را بزنا نسبت ميدهى ؟ ! من خيال ميكردم كه تو شخص با ورع و تقوائى هستى حالا فهميدم كه ورع و تقوائى ندارى . آن مرد عرض كرد : فداى تو گردم مادرش سندى و مشرك است . حضرت فرمود : مگر نميدانى كه براى هر ملّتى نكاحى هست از من دور شو . راوى گويد : كه من ديگر آن مرد را نديدم كه در خدمت حضرت راه برود تا روزى كه مرگ بين آنها جدائى انداخت . و در روايت ديگر هست كه فرمود : براى هر ملّتى نكاحى هست كه بسبب آن از زنا و حرام خوددارى ميكنند . و اين روايت را شيخ حرّ عاملى ( ره ) در كتاب جهاد وسائل الشيعه ، باب تحريم القذف حتّى للمشرك ( ج 2 ، چاپ امير بهادر ؛ ص 477 ) با تلخيصى نقل نموده .
--> ( 1 ) - اصول كافى ، كتاب ايمان و كفر باب البذاء . و مرآة العقول چاپ اوّل ، جلد دوّم ، حديث 5 ( ص 312 ) .