السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1127

تعليقات نقض ( فارسى )

تواتره فقد نقله عن النبىّ ( ص ) اثنان و ستّون صحابيّا و لم يزل عدد الراوي له في ازدياد و ظاهر أنّ التواتر يتحقّق بهذا العدد بل بما دونه » . چنان كه گفتيم در كلمات جماعتى از علماى فريقين بتواتر اين حديث تصريح شده است و اينجا گنجايش بحث از اين مطلب را ندارد و در نظر دارم كه مير داماد ( ره ) در « الرواشح السماويّة » و شيخ بهائى ( ره ) در أربعين از آنانند كه بتواتر آن حكم كرده‌اند در هر صورت از جملهء مواردى كه بطور تفصيل از اين حديث شريف بحث كرده و اثبات تواتر آن را نموده است ابن جوزى است كه در كتاب موضوعات در باب دوم از ابوابى كه قبل از خوض بأصل موضوع گفته ( ص 55 ) : « في قوله عليه السلام : من كذب علىّ متعمّدا ( آنگاه بذكر رواة آن بتفصيل پرداخته است ) و از ص 55 تا صفحهء 98 مختصّ بذكر ناقلان آن و اثبات تواتر حديث است طالب تحقيق به آنجا و نظاير آن از مفصّلات رجوع كند . تعليقهء 161 ( ص 420 ؛ س 16 ) سيد ابو الفتح ونكى استاد فقيد عبّاس اقبال آشتيانى مرحوم در مجلّهء يادگار ( ص 16 شمارهء دوم سال اوّل ) گفته : « ونك يعنى همين قريه‌اى كه در شمال طهران و جنوب غربى تجريش به همين اسم باقيست نيز بسيار قديمى است سمعانى در كتاب الأنساب در نسبت ونكى چنين مىنويسد : « ونك بفتح واو و نون و در آخر آن كاف و آن قريه‌اى از قراى رى است كه من در سفر به سمت قصران خارج ( همان قصران بيرونى كه شميران كنونى جزء آن بوده ) از آنجا گذشتم » سمعانى چنان كه از ورق 316 ب از كتاب او برميآيد در سال 537 در رى بوده و ظاهرا در همين تاريخ هم از ونك گذشته است . از منتسبين بونك سمعانى يكى از سادات حسينى را نام ميبرد باسم سيّد ابو الفتح نصر بن مهدى كه نسب او در سيزده پشت به امام شهيد حسين بن علىّ بن أبى طالب