السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1100
تعليقات نقض ( فارسى )
اين است : آن پير ما كه صبح لقائيست خضرنام * هر صبح بوى چشمهء خضر آيدش زكام بيتى چند كه مقصود بالذات است از آن نوشته مىشود و آن اينست : خاقانيا بسوگ پسر داشتى كبود * بر سوگ شاه شرع سيهپوش بر دوام كارواح سبزپوش سيه جامهاند پاك * بر مرگ خواجه حفده قبلهء كرام شيخ الأئمه قدوهء دين عمدة الهدى * صدر الشريعه حجّت حق مفتى أنام او كعبهء علوم و كف و كلك و مجلسش * بودند زمزم و حجر الأسود و مقام او و همه جهان مثل زمزم و خلاب * او و همه سران حجر الأسود و رخام زمزم نماى بود بمدحش زبان من * تا كرده بودم از حجر الأسود استلام بر تربتش كه تبّت چين شد چو بگذرى * از بوى نافه عطسهء مشگين زند مشام ( تا آخر بيست بيت ديگر ) حافظ حسين كربلائى ضمن ترجمهء امام ابو منصور حفده بترجمهء برادر و پسر او نيز پرداخته است ( رجوع شود بص 285 - 290 ) . و قصيده در ديوان خاقانى تحت اين عنوان « در مرثيهء شيخ الاسلام عمدة الدين محمّد بن أسعد طوسى نيشابورى شافعى معروف بحفده ، مات سنة 571 بتبريز » مذكور ، و مشتمل است بر نود و سه بيت ( رجوع شود بچاپ مصحّح بتصحيح على عبد الرسولى ص 303 - 308 ) . اما « قاضى عمدة الدين ساوى حنفى » ( كه در آينده نيز ( ص 592 ) از او به « قاضى ساوه » تعبير كرده است ) از معاريف وعّاظ و علماى آن زمان بوده و در كتب تواريخ و تراجم نام او آمده است . عماد كاتب در الخريده ( جزء خامس نسخهء عكسى ؛ ص 161 ) : ترجمهء او را چنين ياد كرده است : « قاضى عمدة الدين ساوجى در موعظه به زبان فارسى فصيح بوده ، و بواعظ معروف امير عبّادى شبيه بوده ، و نادرهها و اعجوبهها و لطايف و ظرايف در سخنان خود مىگنجانيد