السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1063

تعليقات نقض ( فارسى )

« و كان ذا مروءة غريزة و تقدّم كثير في الدولة السلجوقيّة » و ابن كثير در البداية و النهاية تحت عنوان « سنة تسع عشرة و خمسمائة » گفته ( ج 12 ؛ ص 195 ) : « احمد « 1 » بن نصر أحد مشاهير الفقهاء و سادة الكبراء قتلته الباطنيّة بهمذان فيها » و سبكى در طبقات الشافعية ( ص 195 ج 4 چاپ اوّل ) و سبط ابن جوزى در مرآة الزمان تحت عنوان « السنة الثامنة عشرة و خمسمائة ( ص 112 ) بترجمه او پرداخته‌اند استاد فقيد اقبال آشتيانى در كتاب وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى در شرح حال قوام الدين ابو القاسم در گزينى گفته ( ص 268 ) : « و در گزينى 518 به اين مقام [ يعنى وزارت ] منصوب شد . . . و در انجام مقاصد زشت خود بباطنيّه توسّل جست و جمعى كثير را بدست خود يا بدست ايشان كشت و از آن جمله است قاضى القضاة زين الاسلام ابو سعد محمّد بن نصر بن منصور هروى فرستادهء خليفه پيش سنجر كه در مراجعت در همدان باطنيان را بقتل او واداشت » . امير معزّى را در مدح وى قصيدهء غرّائى هست مشتمل بر چهل و هفت بيت ، و معنون به اين عنوان در مدح ابو سعد زين الاسلام محمّد بن نصر بن منصور » و بعد از هشت بيت تشبيب تخلّص بمدح وى چنين كرده است : هر كه خواهد تا سلامت ماند از شور بلا * دل ز عشق او بمدح زين اسلام آورد سيّد حكّام دنيا كز پى إحكام دين * از امام حق همى منشور و أحكام آورد نامور بو سعد بن نصر بن منصور آنكه او * سعد و حمد اندر جهان از كنيت و نام آورد كار دين و ملك رونق گيرد از تدبير او * كز صواب و از صلاح آغاز و انجام آورد ( تا آنكه گفته ) آن رسولست او كه هر سال از پى تجديد عهد * از خليفه سوى شاهنشاه پيغام آورد شاه و لشكر را ز بهر نصرت اسلام و دين * از أمير المؤمنين تشريف و انعام آورد طالب تمام قصيده بديوان امير معزّى مراجعه كند ( ص 158 - 160 ) .

--> ( 1 ) - مصحح تاريخ مزبور در ذيل صفحه دربارهء كلمهء « احمد » گفته : « كذا هنا ، و فى ابن - الاثير : محمد » .