السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1057
تعليقات نقض ( فارسى )
و اين تعليقات بيش از اين را گنجايش ندارد ليكن مناسب است كه در اينجا به دو امر اشاره كنيم : 1 - امير المؤمنين ( ع ) در اخبار ملاحم از اين قضيّه خبر داده است رجوع شود بشرح ابن أبي الحديد ( ج 2 ؛ ص 508 چاپ مصر ) و مجلسى ( ره ) در مجلّد نهم بحار در باب علم آن حضرت ( ص 470 چاپ امين الضرب ) آن را نقل كرده است . 2 - نصف حجر الأسود در جاى خود بعد از برگشتن بدست مبارك امام زمان - عجّل اللّه فرجه - بوده است چنان كه قطب راوندى ( ره ) در كتاب خرائج و جرائح نقل كرده ( ص 329 چاپ منضمّ بأربعين مجلسى ) و محدّث نورى ( ره ) در باب هفتم كتاب نجم ثاقب تحت عنوان حكايت پنجاه و سوم آن را نقل نموده است طالبان آن به آن كتاب رجوع كنند كه ديدن آن دل را سرور و ديده را نور مىبخشد . تعليقهء 126 ( ص 312 ؛ س 2 - 3 ) ابن حوشب و على بن الفضل در جامع التواريخ هنگام ذكر داعيان اسماعيليّه از اين دو نفر چنين نام برده ( ص 13 قسمت اسماعيليّه چاپ دانشگاه ) : « و عبد اللّه بن ميمون قدّاح را پدر نماند بنواحى شام رفت و بديه سلميّه بر چهار فرسنگى حمص نزول كرده و آنجا متوطّن شد و داعيان به اطراف ملك فرستاد و همانجا از دنيا برفت . بعد از او پسرش احمد بن عبد اللّه قائم مقام پدر شد و ابو القاسم بن حوشب بن زادان النجّار از كوفه ، و محمّد بن الفضل اليمنى با مال و عشاير بسيار به قصد زيارت مشهد حسين على - عليهما السلام - مصاحب او مىرفتند ( تا آخر كلام او ) » . نگارنده گويد : مباشران تصحيح « آقايان محمّد تقى دانشپژوه و محمّد مدرّسى زنجانى » در ذيل صفحه دربارهء نام اين شخص چنين نوشتهاند : « مجمع د : محمّد ابو الفضل يمنى ، جهانگشا و جاهاى ديگر : على بن الفضل اليمنى » و بهتر آنست كه ما در اين مورد بترجمهء اين دو نفر بقلم محقّق عاليمقدار علّامهء قزوينى ( ره ) بپردازيم