السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1054
تعليقات نقض ( فارسى )
( 1 : 541 ) » . عالم جليل فقيد حاج ميرزا أبو الحسن شعرانى ( ره ) دربارهء عبارت مورد أخير چنين اظهار نظر كرده ( ج 3 چاپ اسلاميّه ؛ ص 20 ) : « عامّهء مردم در زمان ما گويند : هى ميزدند يعنى پياپى و مكرّر » . تعليقهء 124 ( ص 306 ؛ س 16 ) چند اينكه مصنّف ( ره ) نقل كرده : « و خايهاش چند كوه احد است » كلمهء « چند » در اينجا بمعنى مطلق مقدار است و اين استعمال در كتب قديمه فراوان به نظر ميرسد ابو الفتوح رازى ( ره ) در تفسير آيهء « وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً » ( از آيهء 22 سورهء بقره ) گفته : « راويان اخبار روايت كردهاند كه چون خداى تعالى جلّ جلاله خواست تا آسمان و زمين بيافريند جوهرى سبز بيافريد چند هفت آسمان و هفت زمين » و اين تعبير بعينه در تفسير گازر نيز هست . در سياستنامهء خواجه نظام الملك آمده ( ص 90 چاپ طهورى ) : « و چند يك گزاز اين مقرعه ببريد » و در چهار مقالهء عروضى آمده ( ص 35 چاپ دوم زوّار بتصحيح دكتر معين ) : « از خلال قباهژده دانه مرواريد بركشيد هر يكى چند بيضهء عصفورى » و در تاريخ سيستان آمده ( ص 261 ) : « و عمرو معتضد را اندر هديّهها اشترى دو كوهان فرستاده بود چند ماده پيلى بزرگ » ملك الشعراء ( ره ) در اين صفحه و ص 17 باستعمال آن در اين معنى تصريح كرده است و استاد عبد العظيم قريب ( ره ) در تاريخ برامكه ضمن حكايتى آورده ( ص 22 ؛ س 4 ) : « چون نگاه كردم غلامى چند را ديدم هر يكى با مجمرهء زرّين و سيمين و پارهاى بخور چند بيضهاى » و استاد قريب گفته كه : « چند در اينجا بمعنى به اندازه و مقدار است » و در دانشنامهء علائى و ترجمهء التفهيم بيرونى و ذخيرهء خوارزمشاهى و اختيارات بديعى و غير آنها نيز هست و در بعضى از اين كتب مانند تفسير ابو الفتوح بطور وفور به كار رفته است .