السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1009

تعليقات نقض ( فارسى )

سحاب ، و سطرى از آن كتاب است . قصيده : اين شوخ سواران كه دل خلق ستانند * گوئى ز كه زادند به خوبى بكه مانند تركند و باصلند شكى نيست و ليكن * از خوبى و زيبائى مانند بتانند ميران سپاهند و عروسان وثاقند * گردان جهانند و هژبران زمانند مشكين خط و شيرين سخن و غاليه زلفند * سيمين برو زرّين كمر و موى ميانند شيرند به زور و بهنر گرچه غزالند * پيرند بعقل و بخرد گرچه جوانند سروند و ليكن همه چون ماه تمامند * ماهند و ليكن همه چون سرو روانند چون راحت روحند چو با ساغر راحند * چون حصن حصينند چو بر پشت حصانند در خشم و رضا همچو زمينند و زمانند * وز نطق و دهن همچو يقينند و گمانند شيرند ببيشه در چون تيغ گذارند * ماهند بگردون بر چون اسب دوانند در معركه سوزنده‌تر از نار جحيمند * در مجلس سازنده‌تر از حور جنانند زان مايهء عيشند كه شايسته چو عمرند * زان مايهء عمرند كه ماننده چو جانند بىعطر همه مشك خط و مشك عذارند * بىخشم همه تنگ دل و تنگ دهانند شاهان جهان در كفشان جمله اسيرند * شيران عرين با دلشان جمله جبانند بادا همه را جمله فدا جان و روانم * كايشان همه خود جمله مرا جان و روانند اين مذهب آنهاست كه آن سيم بران را * ايشان بزر و سيم خريدن نتوانند آنگاه قسمتى ديگر از اشعار او را نقل كرده است هر كه طالب باشد به آنجا رجوع كند . در لغت‌نامهء دهخدا آمده است : « ظفر ( ظفر الدين ) شاعرى از اهل همدان و در خدمت ملكشاه سلجوقى بوده است . اين شعر از اوست : بهنر باش هرچه خواهى كن * نه بزرگى بمادر و پدر است نافهء مشك را ببين به مثل * كاين قياسى بديع و معتبر است قاموس الاعلام » . و در حاشيهء لغت‌نامه نوشته است : « اين قطعه ناقص است و بقيهء آن را نيافتيم » .