السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

994

تعليقات نقض ( فارسى )

كه نه تنها افراد شيعه بلكه همهء افراد مسلمانان اعمّ از سنّى و شيعى با آن مخالف خواهند بود چنان كه بوده‌اند و كلمات جماعتى از ايشان عن قريب نقل خواهد شد . و اگر مقصود پايه‌گذاران اين امر آن بوده است كه اساس مذهب تشيّع را متزلزل كنند چنان كه صريح منطوق كلام مصنّف ( ره ) است بديهى است كه شيعه با آن مخالفت خواهند كرد چنان كه كرده‌اند و مىكنند . بارى بهر صورت : بحث از اين قبيل مطالب خارج از موضوع بحث ماست و اين مقدار كه گفتيم براى رفع سوء تفاهم در بيان مراد بود و گرنه هيچگونه دخالت در آن نمىكرديم ليكن خوشبختانه چون كلام دربارهء افراد فرقهء حقّهء ناجيه است و معترض و نگارنده نيز از ايشان هستند ، پس سبب هيچگونه رنجش و گله‌گزارى نخواهد بود زيرا مقصود بيان مراد است نه غرض‌ورزى و عناد ، و شاعر اين فرقهء حقّه هم مايهء افتخار ماست ، و عالم آن هم تاج سر ما ، و به اين دليل است كه ما هر دو را دعاى خير مىكنيم و طلب رحمت و رفع درجه و مرتبت از خدا مىخواهيم و طبق مدلول كريمهء قرآنيّه : « و ما منّا الّا له مقام معلوم » در حقّ آنان نيز مراتب و مقامات قائليم نيكو گفته‌اند : « گر حفظ مراتب نكنى زنديقى » . و الحمد للّه ربّ العالمين . اكنون بايد بنقل برخى از كلمات بزرگان اسلام و علماى اعلام كه عظمت و جلالت‌شان در ميان مسلمانان ثابت است و حلّ و عقد و ردّ و قبول و نقض و ابرام‌شان مورد قبول عموم مسلمانان مىباشد در اينجا بپردازيم تا حقيقت مدّعا معلوم شود و اختلاف متوهّم از ميان برخيزد پس بهتر آنست كه بنقل نصوص عبارات علما در اينجا بپردازيم اگرچه اين امر مستلزم نوعى از تكرار است ليكن از باب « ليطمئنّ قلبى » اگر نصوص عبارات آنان در مدّ نظر و مرأى و منظر خوانندگان قرار گيرد بطور قطع كلام دلنشين‌تر و جاى گزين‌تر ، و خواننده مطمئن‌ّتر و آسوده‌خاطرتر خواهد بود پس مىگوئيم : كلمات برخى از بزرگان عامه 1 - ابن هشام در سيره تحت عنوان « ما كان يؤذي به النضر بن الحارث رسول اللّه