السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

981

تعليقات نقض ( فارسى )

حبّ الوصي مبرّة وصلة * و طهارة بالأصل مكتفلة و الناس عالمهم يدين به * حبّا و يجهل حقّه الجهلة و يرى التشيّع في سراتهم * و النصب في الارذال و السفلة و اشعار كشاجم در مناقب و مراثى و غير اينها از امورى كه دلالت بر تشيّع او مىكند بسيار است و برخى از آنها در مناقب و بحار ( ج 10 ؛ ص 254 ) نيز مذكور است و حديث « من أحبّ عليّا ( ع ) فليتّخذ للفقر جلبابا » را بوجهى لطيف نظما معنى كرده است هر كه طالب باشد بديوانش ( ص 10 ) مراجعه كند و در مناقب و در مجلّد 15 بحار نيز آنها را نقل كرده‌اند . دربارهء كشاجم جرجى زيدان در تاريخ آداب اللغة العربيّة ( ج 1 ص 651 ) باختصار ، و عمر فروّخ در تاريخ الادب العربى ( ج 2 ص 505 - 509 ) بتفصيل سخن گفته‌اند . - 18 - خواجه حسن دوريستى ( ص 231 ؛ س 1 - 5 ) بايد دانست كه ترجمهء خواجه حسن دوريستى را بهتر از همه شيخ عبد الجليل ( ره ) در همين كتاب نقض نوشته است زيرا در موارد مختلفه بحسب اقتضاى مقام نامى از او برده و چند بيت از او نقل كرده است مثلا در ص 145 ضمن ذكر عظمت خاندان دوريستى و معرّفى برخى از افراد آن خاندان گفته : « امّا خواجه ابو تراب دوريستى - رحمه اللّه - پسر خواجه حسن بود و خواجه حسن پسر شيخ جعفر دوريستى مشهور در فنون علم ، و مصنّف كتب و راوى اخبار ( تا آنكه گفته ) و اين خواجه حسن كه پدر بو تراب است با نظام الملك حقّ خدمت و صحبت و دالّت داشته ، و در حقّ او مدح گفته ، و بشتّامى و لعّانى چون موسوم باشد آن را كه قصيده‌ها باشد در فضايل صحابهء كبار ؟ ! و از آن يكى اين است كه تخلّص كرده است بمدح خواجه نظام الملك - رحمة اللّه عليه - و آن اين است : من قال فيك أبا بكر خنى فأنا ( تا آخر نه بيت مذكور در آنجا ) . و چنان مىپندارم كه قائل چنين قصيده را نظام الملك نرنجاند » .