السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

636

تعليقات نقض ( فارسى )

امّا كلمهء « دسان » كه نسخه بدلهايش « حنتيان » و « دبيثيان » و « كئيان » و « دينتان » است براى من بهيچوجه معلوم نشد كه صحيح كلمه چيست ؟ و مراد از آن كدام خاندان است ؟ امّا « منوچهريان » اگرچه كلمه روشن است امّا چون خاندانى به اين نام در ميان حكّام و امرا و سلاطين در كتب به نظر نميرسد آن هم بحسب مفهوم مانند كلمهء اوّل مجهول مطلق مىباشد . در « تاريخ ايران از ظهور اسلام تا سقوط بغداد » تأليف اكرم بهرامى ( در سنهء 1350 ش ، انتشار دانشسراى عالى ) مذكور است ( ص 506 - 507 ) : « شدّاديان آنى : همانطورى كه گذشت الب ارسلان سلطان سلجوقى پس از تصرّف آنى و كوتاه كردن دست روميان از اين ناحيه آنجا را به « ابو السوار » وا گذاشت و او پسر كوچك خود منوچهر را بحكمرانى آنجا برگمارد . چند سالى بعد پس از دستگيرى فضلون توسّط امير بوزان بنياد شدّاديان از ارّان كنده شد ولى منوچهر و پسرانش حكومت خود را تا صد و سى سال بعد پايدار نگهداشتند و مسألهء شدّاديان آنى را كه در حقيقت دنبالهء شدّاديان گنجه يا ارّان بود بوجود آوردند . اطّلاعات زيادى در تواريخ نسبت به اين سلسله بدست نمىآيد . ابو شجاع منوچهر بن ابو السوار : منوچهر يكى از شاعران معروف و تواناى اين سلسله است موقعى كه حكومت آنى را يافت كودكى بيش نبود ولى به زودى توانست رشتهء كارها را در دست گيرد شهرها را كه بر اثر لشكركشيهاى متعدّد زيان بسيار ديده بودند دوباره آباد ساخت و باروى مستحكمى دور آن كشيد و بر آسايش مردم كوشيد . خرابهء شهر آنى و باروى شكستهء آن هنوز پابرجاست و نام « شجاع الدوله أبو شجاع منوچهر بن شاوور » بخطّ زيباى كوفى بر روى آن پيداست « 1 » . امير شجاع با مردم به خوبى رفتار كرد ارمنيان را دلجوئى نمود يكايك آنها را

--> ( 1 ) - شهرياران گمنام ص 327 . نقل از كتاب شيراك ، تأليف آليشان ، ص 40 .