السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

938

تعليقات نقض ( فارسى )

مىشمارند پس آنچه ابو الفرج اصفهانى در اغانى گفته كه : سيّد حميرى تا آخر عمر بر مذهب كيسانى بوده و نور هدايت جعفرى بر دل وى نتافته و اشعارى كه در اين باب بوى نسبت داده‌اند مختلق و موضوع است حرفى بىاساس و سخنى نادرست است و شايد سرّ اين سخن او اينست كه وى زيدى مذهب بوده و حاضر نبوده به حضرت صادق ( ع ) اين امر كه وى سيّد حميرى را هدايت كرده است نسبت داده شود و اللّه هو العالم بحقيقة الحال . - 7 - ابو نواس حسن بن هانى ( ص 228 ؛ س 19 - 24 ) اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « و ابو نواس حسن بن هانى اگرچه مذهبش ظاهر نيست در حقّ علىّ بن موسى الرضا - عليه السلام - گويد : قيل لى : أنت أشعر الناس طرّا ( تا آخر ) » . نگارنده گويد : چون اعتقاد ابو نواس و تشيّع او درست معلوم نيست از اين روى نمىتوانيم در اينجا بشرح حال او مانند شعراى معلوم التشيّع شيعه بپردازيم و سمند سخن را در ميدان بيان با جان و دل بتازيم و انصاف آنست چنان كه مصنّف ( ره ) گفته : در حقّ ابو نواس بگوئيم : وى را همين بس كه با اين قطعهء چند بيتى و نظاير آن اگرچه كم باشد پيراهنى از نيكنامى تا جهان جهان است براى خود دوخته و ذخيرهء سعادتى براى روز درماندگى خود اندوخته است زيرا حضرت رضا - عليه السلام - مدح او را پسنديده و جايزه بوى داده است پس بهتر اينست كه بذكر برخى از سوانح حيانيّهء او كه تا حدّى تكافؤ با اين عمل خير و خدمت شايستهء او مىنمايد اكتفا كنيم . محدث قمى در تتمة المنتهى گفته ( ص 203 - 204 ) : « در جمله‌اى از رواياتست كه : چون حضرت رضا - عليه السلام - وليعهد شد شعرا مدح آن جناب گفتند و قصايد غرّا در شأن آن حضرت بخواندند و مأمون ايشان را صله داد مگر ابو نواس شاعر كه ساكت بماند و مدح آن حضرت نگفت .