السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

631

تعليقات نقض ( فارسى )

قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در مجلس هشتم گفته : ( ج 2 ص 347 چاپ اسلاميه ) « جند يازدهم در بنى اسد كه ايشان را مزيدى نيز خوانند و اين طايفه از قديم الايّام شيعهء امير المؤمنين ( ع ) بوده‌اند و با آنكه الحال ايشان را شوكتى نمانده در ميان اعراب عراق عرب و خوزستان متفرّقند و هر گروهى از ايشان بجمعى از اعراب بنى لام كه مالكى مذهبند پناه برده‌اند و بر عقيدهء تشيّع راسخ‌اند و بر اظهار توّلا و تبرّا تقيّه ميكنند و التفات آل بويه به حال ايشان نيز مؤيّد اين مقال است » . ( آنگاه بذكر هفت نفر از امراى اين خاندان پرداخته و در حقّ صدقهء مورد بحث چنين گفته است ) : « سيف الدوله صدقة بن منصور [ بعد از پدرش ابو كامل منصور بن دبيس ] بحكومت نشسته ، منزل او دار الأمان خائفين بود ، و شهر حلّه را كه از وقت بنا تا الحال دار المؤمنين و موطن أفاضل و مجتهدين شيعه است در محرّم سنهء خمس و تسعين و اربعمأة بساخت و لهذا بحلّهء سيفيّه اشتهار يافت و او را « ملك عرب » مىگفتند بغايت فاضل و عفيف و صاحب بأس و هيبت و سطوت بود . در تاريخ مصر مسطور است كه سيف الدوله كريم و عفيف بود و خانهء او در بغداد محلّ امان خائفان بود و در مدّت عمر غير يك زن نكرد و سريّه نگرفت ، و سيرت او مشكور و فضائل او محمود است اگر سالم مانده باشد از مذهب اهل حلّه و پدر خود كه از كبار رافضه بود ، و در تاريخ يافعى مذكور است كه : سيف الدولهء مذكور شيعى بود و بمحاسن اخلاق و علوّ همّت و جود و حلم آراسته ، بعد از پدر بيست و دو سال امارت عرب كرد و صاحب بأس و هيبت بود ، و صاحب تاريخ جهان آرا آورده كه : سرخاب بن كيخسرو ديلمى صاحب آوه در خدمت سلطان محمّد بن ملك شاه گناهى كرده بنابر مشاركت در تشيّع پناه به دو آورده هر چند سلطان او را طلب داشت وى نداده ، مهّم بقتال رسيد و صدقه با پنجاه هزار سوار و پياده در برابر آمده در نهم رجب سنهء احدى و خمسمائة در آن معركه كشته گرديد ( آنگاه سه بيت از اشعار او را نقل كرده و ترجمه را خاتمه داده است ) » .