السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

924

تعليقات نقض ( فارسى )

يشاء ، و من تائيّاتي أيضا التائيّة التي جعلت هذه أصلا لها ، و أرقعت بها ذيلها ، لكنّها قصيرة بالنسبة اليها ، و ان كانت طويلة عند قصور النظر عليها ، و سلكت فيها مسلك - النصيحة و العظة ، لعلّ اللّه يجعل بها رواقد هممنا يقظة ، و هي هذه : « دع العيش و احذر بغتة الهلكات » و ساق القصيدة الى آخرها كما ذكر فى المتن » . نگارنده گويد : طالب اين قصيدهء ديگرش كه گفت : آن در پند و نصيحت است رجوع كند بديوان وى ( ص 48 - 56 ) . پس از تصريح ناظم ( ره ) بشمارهء ابيات قصيده كه 230 بيت است و ملاحظهء ابيات موجود در ديوان معلوم مىشود كه مقدارى از آن در نتيجهء بلاهائى كه بر سر ديوان وى آمده است به تفصيلى كه در مقدّمهء مبسوط و مفصّلى كه بر ديوان او هنگام تصحيح آن سال 1370 هجرى قمرى نوشته‌ام از ميان رفته است . - 6 - سيد حميرى ابو هاشم اسماعيل بن زيد بن ربيعه ( ص 228 ؛ س 10 - 17 ) بايد دانست كه هم مقام سيّد در شعر ، و هم خدمت او بخاندان پيغمبر اكرم هر دو نزد أهل فنّ از آفتاب مشهورتر است با وجود اين نظر بامورى كه از روى غرض و عداوت دربارهء شخص او يا دربارهء برخى از قصايد و اشعار او از بعضى نويسندگان سر زده ناگزيريم بترجمهء او تا آنجا كه معرّف مقام او و مقام شعرش باشد بپردازيم پيش از خوض در نقل كلمات ارباب تراجم عبارتى را كه خودم در همين مورد از تعليقات چاپ اوّل نوشته‌ام ( ص 241 - 244 ) در اينجا مىآرم و آن اينكه : « ابن المعتزّ در طبقات الشعراء ضمن ترجمهء سيّد حميرى رحمة اللّه عليه گفته ( ص 8 نسخهء مطبوعه ) : « و من جيّد شعره قصيدته التي تسمّى « المذهّبة » و هي التى أوّلها : « أين التطرّب بالولاء و بالهوى * أ إلى الكواذب من بروق الخلّب ؟ »