السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

901

تعليقات نقض ( فارسى )

معارضه با او برنيامده بلكه خود را لايق مديحه‌سرائى او ندانسته است چنان كه ارباب تراجم تصريح به آن نموده‌اند و اگر هيچيك از آثار موجودهء او كه هر يك در جاى خود پايهء بلند و مقامى ارجمند دارد نمىبود و اين بيانات نيز از علماى ادب و سخن‌شناسان جهان در حقّ او صادر نمىشد ميميّهء مسمّى بشافيه‌اش كه مورد بحث ماست در اثبات عظمت او تا انقراض جهان كافى بود و اگر كسى بديدهء انصاف نگرد و منصفانه قضاوت كند گمان ميكنم نظرش منتهى به اين خواهد شد كه اين قصيده در باب خود بىنظير است زيرا در شرح و بيان مناقب و توضيح و تبيان مثالب چنان با وجازت لفظ ؛ معانى بلندى در آن گنجانده است كه زبان قلم از وصف آن عاجز و لسان بيان از مدح آن قاصر است ، و از اينجاست كه ابيات آن در صفحات غالب كتب ادب و ترجمه مانند بدر فروزان و مهر درخشان عالم معنى را روشن مىكند و ناقدان فنّ نسب و تاريخ از قبيل ابن الطقطقى در الفخرى و ابن عنبه در عمدة الطالب و ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان و علّامهء مجلسى در بحار با فرايد آن استشهاد مىكنند و بر اثبات مدّعاى خود با نقل آن استدلال مىنمايند و آن را در حكم دليلى ساطع و برهانى قاطع بشمار مىآرند . هنيئا لأرباب النعيم نعيمهم * و للعاشق المسكين ما يتجرّع . نگارنده در ذيل صفحهء 238 - 240 چاپ اوّل نقض بعظمت اين قصيده و جلالت قدر قائل آن نيز بعبارت ذيل پرداخته است : « اين قصيدهء شريفه علاوه بر اشتمال بر مناقب و مراثى حضرات ائمّهء معصومين - عليهم السلام - و علاوه بر فصاحت و بلاغت و رشاقت الفاظ و متانت معانى بسيارى از مطالب تاريخى و قضاياى مهمّه را از فسق و فجور و مظالم و مطاعن و مثالب بنى - العبّاس متضمّن است بطورى كه روى هم رفته ميتوان گفت : در باب خود بىنظير است از آن جمله ابيات ذيل است كه خطاب ببنى عبّاس كرده و ميگويد : يا باعة الخمر كفّوا عن مفاخرة * لمعشر بيعهم يوم الهياج دم خلّوا الفخار لعلّامين إن سئلوا * يوم السؤآل و عمّالين أن علموا لا يغضبون لغير اللّه إن غضبوا * و لا يضيعون حقّ اللّه ان حكموا