السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
625
تعليقات نقض ( فارسى )
« از خاندانهاى قديم ديلم خاندان آل جستان « 1 » كه در حدود رودبار منجيل و قصبهء ديلمان امروزى امارت داشتند از همان اوان قيام حسن بن زيد داعى كبير تبعيّت او را قبول كردند و جستانيان در تمام مدّت امارت داعيان بر طبرستان صميمانه يار و ياور ايشان بودند و هر وقت داعيان از گرگان و طبرستان رانده مىشدند باراضى آل جستان پناه مىجستند » . از خصوصيّات تراجم اين خاندان اطّلاعى ندارم ليكن علّامهء قزوينى ( ره ) در حاشيهء اين عبارت علاء الدين عطاملك جوينى در تاريخ جهانگشا « ملوك ديلم را كه آل جستان گفتندى » بيانات مفيدى تحت عنوان « حاشيه در خصوص آل جستان » ايراد فرموده و مآخذى معرّفى نموده است طالبان تحقيق به آنجا ( ج 3 ، ص 433 - 445 ) مراجعه كنند . امّا « امير سپهسالار ضياء الدين زنگى جشمى » مراد همان امير است كه فريد خراسان ابو الحسن بيهقى ( ره ) در تاريخ بيهق بعد از تسميهء پدر او و ذكر ترجمهء حال او او را به اين عبارت معرّفى كرده است : « و العقب منه الأمير الاسفهسالار الرئيس الأجلّ ضياء الدين ملك الرؤساء أبو الحسن زنگى ، و كانت ولادته في شهور سنة ستّ عشرة و خمسمائة » و « جشمى » نسبت به « جشم » است كه قصبهاى از بيهق بوده است چنان كه بيهقى ( ره ) در تاريخ بيهق نامبرده در چند جابآن تصريح كرده است از آن جمله اينكه در ص 90 گفته : « و در خاك بيهق اندر قصبهء جشم خواجهاى بود » ( تا آخر
--> ( 1 ) - اين كلمه را مرحوم اقبال بضم جيم ضبط كرده است و علامهء قزوينى ( ره ) در تاريخ جهانگشا در اين باره چنين گفته است ( ج 3 ، ص 433 ) : « احمد منينى شارح تاريخ يمينى در ج 2 ص 7 از كتاب مزبور بدون شك بنقل از شراح قديم يمينى مانند صدر الافاضل و نجاتى و كرمانى و غيرهم كه اقوال ايشان قطعا مؤسس بر اساس صحيحى بوده است اين كلمه را جستان بفتح جيم و سكون سين مهمله و تاء مثناة فوقيه و نون ضبط كرده و گويد : از اعلام ديالمه است ، و در فرهنگ انجمن آرا نيز اين كلمه به همين نحو جستان بفتح جيم بر وزن دستان ضبط شده است ولى در تاريخ طبرى طبع ليدن اين كلمه در اغلب موارد بضبط قلم ندانستم از روى چه مأخذى جستان بضم ميم حركت گذارده شده است » .