السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

867

تعليقات نقض ( فارسى )

هذا الّذي تعرف البطحاء وطأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم * هذا التقىّ النقىّ الطاهر العلم اذا رأته قريش قال قائلها * الى مكارم هذا ينتهي الكرم يكاد يمسكها عرفان راحته * ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم و ليس قولك « من هذا » بضائره * العرب تعرف من أنكرت و العجم هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله * بجدّه أنبياء اللّه قد ختموا مقدّم بعد ذكر اللّه ذكرهم * فى كلّ برّ و مختوم به الكلم يستدفع الضر و البلوى بحبّهم * و يستربّ به الاحسان و النعم ان عدّ أهل التقى كانوا أئمّتهم * أو قيل من خير أهل الارض قيل هم ما قال لا قطّ الّا في تشهّده * لو لا التشّهد كانت لائه نعم هشام در غضب شد و جايزهء فرزدق را قطع كرد و امر كرد او را در عسفان كه موضعى است ما بين مكّه و مدينه حبس نمودند . اين خبر چون بعلىّ بن الحسين ( ع ) رسيد دوازده هزار درهم براى فرزدق فرستاد و از او معذرت خواست كه اگر بيشتر ميداشتم زياده بر اين تراصله ميدادم فرزدق آن مال را رد كرد و پيغام داد كه من براى صله نگفتم بلكه به جهت خدا و رسول گفتم حضرت دوباره آن مال را براى او روانه كرد و پيغام فرستاد كه بحقّ من قبول كن فرزدق قبول نمود . و در بعض روآيات است كه حبس او طول كشيد و هشام او را بقتل تهديد كرد فرزدق به امام عليه السلام شكايت كرد حضرت دعا كرد حقتعالى او را از حبس خلاص نمود فرزدق خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد هشام نام مرا از ديوان عطا محو كرد حضرت فرمود عطاى تو چه مقدار بود عرض كرد فلان و فلان پس حضرت به مقدارى كه چهل سال او را كفايت كند به او عنايت فرمود و فرمود اگر ميدانستم تو به بيشتر از اين محتاج ميشوى عطا مينمودم چون چهل سال بپاى رفت فرزدق وفات كرد . مؤلف گويد كه : فرزدق نام او همّام بن غالب بن صعصعهء تميمى مجاشعى است و كنيت او أبو فراس ، و فرزدق لقب او است و او از اعيان شيعهء امير المؤمنين -