السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

864

تعليقات نقض ( فارسى )

در شمار مشاهير شاعران و معاصر جرير و اخطل ، و ميان او و جرير نكوهشگرى درگرفت و با توانائى كه بر نظم سخن داشتند يكديگر را بباد نكوهش گرفتند و چهل سال تازيانهء هجو بر سر هم فروباريدند تا آنگاه كه فرزدق سال 110 درگذشت و جرير بگريست و در مرثيتش گفت . فجعنا بحمّال الديات ابن غالب * و حامي تميم كلّها و البراجم بكيناك حدثان الفراق و انّما * بكيناك شجوا للامور العظائم فلا حملت بعد ابن ليلى مهيرة * و لا شدّ أنساع المطي الرواسم كسى جرير را گفت : بر آنكس گريستى كه چهل سال ترا نكوهيد و تو او را نكوهيدى ؟ - گفت : هرگز دو كس يكديگر را دشنام ندادند و هرگز دو قوچ با هم نبرد نكردند جز آنكه اگر يكى از آنان مرد ديگرى نيز بمرد ، و چنان شد كه گفته بود و پس از چهل روز و بقولى شش ماه از دنيا رفت . و فرزدق نوار دختر أعين بن ضبيعهء مجاشعى را بزنى گرفت و داستانش اينست كه : مردى از قريش خواست نوار را بزنى گيرد نوار حالى كه سرپرستانش در شام بودند فرزدق را صاحب اختيار خود كرد و در كار زناشوئى خود به او وكالت داد فرزدق از آن اختيار بنفع خود استفادت كرد و او را خود بزنى گرفت در برابر مهر يكصد شتر سرخ مو ، امّا نوار كار او را نپسنديد و شكايت بعبد اللّه بن زبير برد و خوله دختر منظور بن زبّان زن عبد اللّه بن زبير را بشفاعت برانگيخت و فرزدق نيز حمزه پسر همان خوله را از عبد اللّه بن زبير شفيع كرد امّا شفاعت خوله پذيرفته گرديد و شفاعت حمزه مردود گشت و عبد اللّه بن زبير بفرزدق گفت : نزديك نوار نبايد رفتن گيرى تا پيش والى در بصره محاكمه كنى فرزدق گفت و از لطايف مضامين است : أمّا بنوه فلم تنجح شفاعتهم * و أنجحت بنت منظور بن زبّانا ليس الشفيع الّذي يأتيك متّزرا * مثل الشفيع الّذي يأتيك عريانا و از قصايد مشهور فرزدق قصيدتى است كه در مدح علىّ بن الحسين ( ع ) نظم كرد بدين مطلع :