السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
859
تعليقات نقض ( فارسى )
أمير المؤمنين و از زمرهء متخلّفان از بيعت آن سرور دين - عليه السلام - بوده است چنان كه ببيان اجمالى آن خواهيم پرداخت پس بهتر آن مىبود كه مصنّف ( ره ) نام او را در صدر باب مخصوص بشعراى شيعه - رحمة اللّه عليهم - قرار نميداد ليكن اشاره به اين مطلب را در كلام خود گنجانده است چنان كه توضيحش خواهد آمد ؛ در هر صورت : فاضل محترم سيد على اكبر برقعى - أطال اللّه بقاءه - در كتاب « راهنماى دانشوران » ( ج 1 ؛ ص 215 - 216 ) گفته : « حسّان با فتح و تشديد سين بىنقطه بمعنى بسيار نيكو ، و آن نام ابو الوليد حسّان ابن ثابت بن منذر بن حرام بن عمرو بن زيد مناة بن عديّ بن عمرو انصارى خزرجى است شاعر شهير كه بفرمان پيغمبر ( ص ) مشركان را نكوهيد و بديهايشان را فاش كرد و پيغمبر ( ص ) گفت : بار خدايا حسّان را بروح القدس مدد كن ، و حسّان خود گفت : لسانى و قولى صارمان كلاهما * و مبلغ ما لا يبلغ السيف مقولى و حسّان شاعران قريش و شاعران عرب را هجو كرد و در سال 54 درگذشت و يكصد و بيست سال در جهان بزيست شصت سال در جاهليّت و شصت سال در اسلام » . مامقانى ( ره ) در تنقيح المقال در ترجمهء او گفته : « او از اصحاب پيغمبر است و مشهور بوده بشاعر رسول اللّه ( ص ) ، و او همان است كه حديث غدير خمّ را بنظم آورده چنان كه مفيد ( ره ) در ارشاد خود و خوارزمى در مناقب و ديگران نيز ياد كردهاند و پيغمبر ( ص ) براى او دعا كرد و گفت : لا تزال مؤيّدا بروح القدس مادمت ناصرنا ؛ و در مقيّد ساختن آن حضرت دعاى خودش را به « مادمت ناصرنا » معجزه و كرامتى است زيرا كه اين دعا مشتمل است بخبر دادن آن حضرت از غيب به جهت اينكه حسّان پس از آنكه دوستار اهل بيت پيغمبر بود و مدح ايشان را در اشعار خود ميسرود و دماغ كافران بدكار را به اين وسيله بر خاك ميماليد بعد از پيغمبر خاتم ( ص ) مخالفان اهل بيت او را منحرف ساختند و بز خارف دنيوى او را بفريفتند پس او از دوستى اهل بيت عليهم السلام برگشت و مخالفت نصّ خدا و پيغمبر در حقّ ايشان نمود تا بدرجهئى كه گفتهاند :