السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
623
تعليقات نقض ( فارسى )
منتجب الدين ( ره ) نام او را در فهرست علماى شيعه برده و دربارهء او چنين گفته : « ابو الحارث قسورة بن علي بن الحسين بن محمّد بن احمد بن أبي حجر العجلي فاضل له نظم رائق » . و تصريح مصنّف ( ره ) نيز بنام فضل و اشاره به قصّهء لبّيك زدن هزار حاجى بنام او » دليل ديگر بر تشيّع اين خاندان است ، و السلام على من اتّبع الهدى . امّا « ابو مسلم مروزى » ترجمهء او معروفتر از آنست كه در اينجا بنقل آن بپردازيم زيرا باتّفاق همهء مورّخان ، او بساط خلافت بنى اميّه را برچيد و بنى عبّاس را بر روى كار آورد با وجود اين ترجمهاش بطورى مبهم است كه ناقدان فنّ در نسبش اختلاف دارند تا چه رسد بساير امورش . ابن قتيبه در معارف گفته : « أبو مسلم صاحب الدعوة ذكر أنّ مولده سنة مائة و اختلفوا في نسبه اختلافا كثيرا فقال بعضهم : هو من اصبهان ، و قال بعضهم : من خراسان ، و قيل : من العرب ، و ادّعي هو أنّه من سليط بن علي بن عبد اللّه بن عبّاس ، و نسبه أبو دلامة الى الاكراد فقال : أبا مجرم ما غيّر اللّه نعمة * على عبده حتّي يغيّرها العبد أفي دولة المهديّ حاولت غدره * ألا انّ أهل الغدر آباؤك الكرد أبا مجرم خوّفتني القتل فانتحى * عليك بما خوّفتني الأسد الورد و همچنين است امر در ساير جريانات احوال او حتّى با كمال بسطى كه در ترجمهء او داده شده معلوم نيست كه او با حسن حال و اثر محمود از دنيا رفته است يا موقع قتلش امر بر خلاف اين بوده است ؟ در هر صورت اين معنى مسلّم است كه خلافت را از بنى مروان او نزع كرده و آل عبّاس را بجاى ايشان نشانده است امّا اينكه آيا شيعى بوده ؟ و در تشيّع تا چه حدّى ثبات قدم داشته ؟ و نيّت او در كارهايش چه بوده است ؟ جواب اين سؤال را اهل فضل خودشان تحقيق فرمايند زيرا از بعضى از اخبار اهل بيت و از بيانات برخى از بزرگان شيعه برمىآيد كه وى حسن حال نداشته است بارى شاعر معروف صفىّ الدين حلّى ( ره ) دربارهء او در قصيدهاى كه به خواهش نقيب تاج الدين آوى ( ره ) در جواب بائيّهء عبد اللّه بن المعتّز عبّاسى ساخته