السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

808

تعليقات نقض ( فارسى )

در عراق شهرتى كامل حاصل كرد چنان كه شمس الدين احمد بن منوچهر را صاحب قصيدهء تتماج ميخواندند . در ديوان اثير اخسيكثى كه وقتى در دسترس نگارنده بود قطعه‌اى در شكايت از يكى از نزديكان و خدمتگزاران اين فخر الدين ديده شد كه يادداشت نكرده و در آنجا نيز اثير كمال ادب را نسبت بفخر الدين رعايت كرده است . اگر نسخه‌هاى كاملى از ديوان ظهير فاريابى و اثير اخسيكثى و مجير بيلقاني بدست افتد بعيد نيست آثارى در ستايش علاء الدوله در آنها موجود باشد . هندو شاه نخجوانى ظهير الدين فاريابى ، و افضل الدين خاقانى ، و اثير الدين اخسيكثى و احمد بن منوچهر همدانى را مدّاح قزل ارسلان ميشمارد و با وجوديكه سلجوقيان عراق را با اتابكان آذربايجان پيوسته مخالفت و ستيزه‌جوئى بود ستايش شعراى دربار اتابكى از علاء الدوله خود يك دليل كمال قدرت و تمكّن او در همدان است . فرزندان او پس از مرگ علاء الدوله پسرش علاء الدوله مجد الدين همايون غالبا دچار كشمكش و آسيب سرداران عراق و گماشتگان خوارزمشاهى بود و چند بار مورد مصادره و حبس و آزار قرار گرفت تا آنكه در 617 كه سپاه مغول بعراق آمدند و بهمدان رسيدند علاء الدوله دريافت كه مقاومت با ايشان امكان ندارد . شحنهء مغول را به شهر درآورد و همدان را از قتل و غارت نجات داد . علاء الدوله مجد الدين مانند پدرش به زبان فهلوى شعر ميگفت و دو فهلويّه از او بيادگار باقى مانده كه هنگام محبوسى خود در قلعهء سر جهان بطور وصف الحال نوشت و اين حبس گويا مربوط بهمچشمى او با طغرل سوم در موضوع مطربى زليخا نام بوده كه بهانه بدست حاسدان داده او را ببند افكندند . فهلويه خويش و بييانه و آزاد و بنده * و انكشان واتها كيايى بتنده