السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
806
تعليقات نقض ( فارسى )
مجد الدين علاء الدوله ابو الحسن بيهقى صاحب تتمّة صوان الحكمه و كتب ديگر او را در همدان سرور علويان ميشمارد و خاقانى در سفرى كه بعراق آمده و وصف آن را در تحفة - العراقين ايراد كرده ضمن توصيف شهر همدان از او به نيكى نام ميبرد : اكناف عراق باغ دنياست * امّا همدان بهار معناست چون در همدان سفر گرفتى * حظّ همدان كه برگرفتى آئى بمواقف سعادات * جنّات نجاتبخش سادات درگاه رئيس شاهپرور * سلطان همم و خليفه گوهر درياى هدى علاء دولت * دريا صلت و نهنگ صولت دانش ز جهان مهين لطيفه * بهتر خلف از پسين خليفه مجد الدين كاسمان گشايست * عكس كفش آفتاب رايست سيّد كوهيست كوه امكان * حضرت بحريست بحر احسان خاقانى را سحاب خاطر * زان بحر كشيده فيض عاطر چون طلعت مشترى بديدى * در خدمت شاعران رسيدى برتر نهى از فلك مكانش * و آن فخر و عماد شهربانش از برّ عماد يافتى بر * وز فرّهء فخر يافتى فر علاء الدولهء بزرگ فخر الدين عربشاه پسر مجد الدين محمّد در نيمهء دوم از قرن ششم هجرى در زمان پادشاهى سليمان و ارسلان و طغرل سوم در عراق هنگام مناقشهء اتابكان آذربايجان و پادشاه سلجوقى نفوذ فوق العاده تحصيل كرد و در زمان سلطان سليمان تمكين و نفوذ او به جائى رسيد كه بسليمان اين بيت را به زبان فهلوى نوشت : بواذ اروند كوهاج پابنشى * اروند اروند بىواذ آيد وشى يعنى : بباد الوند كوه از پا نميرود * الوند الوند است باد آيد و رود