السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

784

تعليقات نقض ( فارسى )

ز اعيان برگزيده او بجود و همّت عالى * خداوند همه شاهان معزّ الدين و الدنيا صفاهان گشت از او خرم چو باغ از فر فروردين * كنون خرماى ببخار است و باشد خار بيخرما نه هر والى چو او باشد به كف كافى بدل عادل * نه هر بيتى بود كعبه نه هر طورى بود سينا . . . الا يا مهتر مقبل عميد مشترى طالع * عطارد پيش تو خواهد كه بنشيند باستيفا ( تا آخر ) قصيدهء ابيوردى چنين شروع مىشود : اللّه جارك و النبي الهادي * يا من يوالي فيهما و يعادي و از اين قصيده معلوم مىشود كه عميد الدوله در قلع قلاع اسماعيليّه و سركوبى ايشان نيز مقاماتى داشته است « 1 » . 6 - چون جماعتى از وزرا كه در اين كتاب ذكر شده و هيچگونه اطّلاعى نيز بر شرح حال و ترجمهء ايشان از جاى ديگر حاصل نشده است ناچار استاد فقيد اقبال آشتيانى ( ره ) در كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » قسمت آخر تعليقهء 96 رابعين عبارت شيخ عبد الجليل ( ره ) نقل كرده است و ما نظر بنكته‌اى كه خواهيم گفت نصّ عبارت او را در اينجا مىآوريم و آن اين است ( ص 323 ) : « 175 س 14 از كتاب بعض مثالب النواصب خواجه على سكرامه ( ؟ ) وزير ملكان ديالم بود [ و خيرات بسيار فرموده و ابو عبيد يوسقي آوى . . . و دهخداى عبد الصمد بزرگ بآبه و برادر ابو طاهر مهيسه اوحد الدين ابو ثابت مهيسه كه وزير فارس بود و بعد از وى معين الدين ابو نصر كاشى وزير محتشم شهيد شهيد شده بتيغ ملاحدهء ملاعين . . . و شرف الدين انوشيروان خالد كاشى وزير حضرت خلافت و ] عماد الدين وزير و صفى بو سعيد و مهذّب عبد الكريم ارطمى و شرف الدين ابو رجاء و اثير الدين حسين بن العلاء الحرمى و مسلم قريش خود از متّقيان بوده صولت و عظمت و پادشاهى او معروف است و قبّهء عسكريّين على نقى

--> ( 1 ) - رجوع كنيد بديوان ابيوردى ص 116 - 118 .