المحقق الدواني

42

تهليليه ( فارسى )

يكى حاصل شود « 1 » . و « 2 » اول مستلزم اجتماع نقيضان « 3 » است و ثانى مستلزم ارتفاع نقيضان « 4 » است « 5 » يا « 6 » عجز هر دو و ثالث مستلزم عجز يكى . و امور ثلثه باطل است . پس تعدد آله « 7 » مستلزم امكان تخالف است « 8 » و امكان تخالف مستلزم امكان « 9 » احد المحالات الثلاثة . پس ملزوم اول باطل باشد . و اين برهان را ، برهان تمانع مىگويند و آيه « لو كان فيهما آلهة الا اللّه لفسد تا » اشاره بر آن است و مرا « 10 » در اين برهان سخنى هست ، زيرا كه مىتوان كه اختيار شق اول كنند و گويند لا نسلم كه عجز يكى لازم آيد . چه عجز عبارت است از عدم قدرت بر چيزى و استحاله تعلق اراده به چيزى مستلزم انتفاء قدرت نيست . اگر گويى عجز از اراده لازم مىآيد ، چه اراده « 11 » اين طرف في حد ذاته ممكن است و فرض آن است كه آن يكى ارادهء آن نمىتواند كرد . گوييم ارادهء آن طرف ممكن با لذات است و ممتنع به سبب تعلق ارادهء آن دگر « 12 » به طرفى ديگر . و امتناع تعلق اراده به چيزى بالغير ، مستلزم عجز نيست . چه محال است كه اراده بارى « 13 » متعلق شود به وجود چيزى به شرط عدم او ، « 14 » حال آنكه « 15 » عجز بر او لازم نمىآيد . و مىتوان « 16 » كه تقرير برهان به طريقى ديگر كنند كه اين خدشه مرتفع « 17 » شود و اين آن است كه خالى از « 18 » آن « 19 » نيست كه در قدرت و ارادهء يكى از آن « 20 » دو ضعفى هست يا

--> ( 1 ) ج : ندارد . ( 2 ) - ب : و ج : و ه : ندارد . ( 3 ) - ب : نقيضين . ( 4 ) - ب : نقيضين . ( 5 ) - ب : و ج : ندارد . ( 6 ) - ب : و ج : و ه : با . ( 7 ) - ب : و ج : و ه : الهة . ( 8 ) - ف‌لا : و ج : و ه : ندارد . ( 9 ) - ه : ندارد . ( 10 ) - ب : اين فقير را . ( 11 ) - ف‌لا : و ب : ندارد . ( 12 ) - ب : ديگر است . ( 13 ) - ف‌لا : و ب : و ه : ندارد . ( 14 ) - ب : و ج : و ه : + و . ( 15 ) 15 - ج : و ب : هيچ . ( 16 ) - ب : و مىتواند بود . ( 17 ) - ج : و ه : مندفع . ( 18 ) - ب : ندارد . ( 19 ) ب : ندارد . ( 20 ) - ب : اين .