المحقق الدواني
20
تهليليه ( فارسى )
بالقوّه پنهان داشته است . افلاك كه طبعا ساكناند ، ولى كيفيت آنها تغيير مىكند ، سرنوشت جهان مادّى را در دست دارند . موقعيّتهاى تازه با انقلاب افلاك حادث مىشود و عقل فعّال هر دم صورت تازهاى را به وجود مىآورد تا خود را در آيينهء هيولاى اولى منعكس سازد . عقل فعّال با گذشت از صورت جمادى و نباتى و حيوانى ، سرانجام در انسان به صورت عقل مستفاد ظهور مىكند و بدين گونه نقطهء نهايت بر نقطهء بدايت منطبق مىشود و دايرهء وجود با دو قوس نزولى و صعودى تكميل مىشود . « پس روشن شد كه همچنانكه فاتحهء كتاب وجود ، عقل قدسى بود ، خاتمهء آن نيز عقل انسى است ، به منزلهء دانه كه بعد از انبساط در صور اغصان و شعب و اوراق و سير در مراتب كثرت و مدارج تفرقه در آخر به صورت جمعيت شعار وحدت كردار اولى ظاهر شود ، و سرّ اين سير دورى كه در جميع مراتب موجودات از روحانيّات و جسمانيّات و علويّات و سفليّات سارى است در افلاك كه رابطهء نظام عالم اجساماند به صورت حركت وضعى ظاهر شده و در اجسام ناميه به حركت مقدارى نموى و ذبولى و در نفس ناطقه در طى حركت فكرى ، و اين همه به حقيقت ، ظلّ حركت حبّى و ذاتى است كه در عرف اساطين ائمه ذوق و مشهود آن را تجلّى لذاته على ذاته مىگويند . » « 1 » « الزرواء » رسالهاى است كه دوانى در الهيّات نوشته و آن يك ارزيابى انتقادى است از علم كلام و از تعاليم علما ، حكما و عرفا از ديدگاه مكتب اشراق . او به اهمّيّت و فايدهء اين هر سه رشته اذعان مىكند ، ولى به تعارض برخى از آراء آنها با اسلام نيز اشاره مىكند و هشدارى جدّى مىدهد . البته به عقيدهء دوانى فلسفه و عرفان سرانجام به يك هدف مىرسند ، ولى نمىتواند منكر برجستگى و برترى عرفان بر فلسفه شود و چشم بر اين حقيقت ببندد . به
--> ( 1 ) اخلاق جلالى ، ص 9 - 258 ، نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 420 .