المحقق الدواني
17
تهليليه ( فارسى )
شرير را به انسانى متّقى بدل سازد . از اين راه مىتوان شرّ را سخت كاهش داد ، و يا يكسره از ميان برد . از آنجا كه از پيش هرگز نمىتوان گفت كه يك شرّ خاص تا چه حد در مقابل اصلاح و تغيير مقاومت مىكند ، شرط عقل و دين هر دو اينست كه نهايت كوشش خود را براى اصلاح به كار بريم . فضيلت از نظر افلاطون تعديل كلّ طبيعت انسانى بود . ارسطو براى هر فضيلتى به تعديلى خاص قائل بود ، ولى بيش از اين سخنى نگفت . يونانيان « نظام پردازى مىكردند ، تعميم مىدادند و نظريه مىساختند » ، اما جمع آورى دانشى تحققى كه مبتنى بر مشاهدات صبورانه و تفصيلى و دراز مدت باشد ، يكسره « با طبع آنها بيگانه بود » . اين نقطهء ضعف نبوغ يونانى را ذهن عملى و نافذ مسلمانان كه اخلاق را « بخشى از حكمت عملى » مىدانستند ، جبران كرد . « 1 » ابن مسكويه ، نخستين فيلسوف اخلاقى مسلمان ، به جاى تعميمات كلّى ، بر تقسيم و تخصيص فضايل تكيه كرد . وى نه تنها به ترتيب ، هفت و يازده و دوازده و نوزده نوع عقل و شجاعت و اعتدال و عدالت بر شمرد « 2 » - در مقابل چهار فضيلت اصلى افلاطون - ، بلكه نظريهء بسيار جالبى نيز دربارهء علل بيماريهاى روحى و مداواى آنها آورد كه در آثار غزالى با تغيير بينش عقلانى به بينش عرفانى به اوج خود رسيد . « 3 » ابن مسكويه نظريهء افلاطون را دربارهء فضيلت تفصيل داد . ولى براى خواجهء طوسى مسئله اين بود كه چگونه نظريهء ارسطو را دربارهء شرّ بهبود بخشد و
--> ( 1 ) 291 . P . ytinaMuH fO niKaM ehT , tluaffir ب : - نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 418 . ( 2 ) - تهذيب الاخلاق ، ص 20 - 15 نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 418 . ( 3 ) - ميزان العمل ، ص 91 - 83 . نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 418 .