المحقق الدواني

7

تهليليه ( فارسى )

درس و بحث و تأليف و تصنيف اشتغال داشتند . وى تحصيلات مقدماتى را نخست نزد پدرش ، و آنگاه نزد « مهجوى آرى » فرا گرفت . فلسفه و كلام و منطق را از محضر محى الدين كوشنكارى ( انصارى گوشه كنارى ) « 1 » و خواجه حسنشاه ( حسن بن بقال يا حسنشان بقال ) ، « 2 » از شاگردان ميرسيد شريف جرجانى ، و همام الدين كلبارى گلبارى ) « 3 » كه به گفتهء « حبيب السير » شرح سودمندى بر كتاب « طوالع » قاضى عضد الدين ايجى نوشته است ، در شيراز تكميل نمود . همچنين علم حديث را نزد شيخ صفى الدين ايجى شيرازى فرا گرفت . بعد از آنكه از تحصيل علوم فلسفه ، كلام ، حكمت ، فقه ، اصول ، منطق ، رياضى ، تفسير ، حديث و ادبيات عرب و عجم فراغت يافت ، به تدريس اندوخته‌هاى علمى خويش پرداخت . حوزهء تدريس او بسيار گرم و پر جمعيت بود . درس وى داراى افكار نو و ابتكارات دلپذير بود ، شيوه او چنين بود كه مشكلات علوم را با بيانى محكم و رسا شرح مىداد . به همين جهت خواستاران بسيار پيدا كرد و از هر سو دانشجويان و طالبان علوم به محضرش شتافتند ، و چيزى نگذشت كه از اساتيد درجهء اول شيراز به شمار آمد و كم‌كم به واسطه علوم گوناگون و افكار سرشارش معروف خاص و عام گشت . دانشمند عاليقدر « قاضى نور اللّه شوشترى » در « مجالس المؤمنين » نوشته است : « جلال الدين در شيراز و آن محيط غربت چنان تنگدست بود كه قدرت بر بهاى روغن چراغ نداشت ، گاهى كتاب به دست مىگرفت و در پرتو نور

--> ( 1 ) تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 415 . ( 2 ) - همان كتاب ص 415 . ( 3 ) همان كتاب ص 415 .