على اصغر حلبى

93

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

2 . كسب . جبريّه ، به مذهب سلف مىرفتند مبنى بر اينكه انسان مجبور ( - مسيّر ) است ، و حال آنكه معتزله اثبات مىكردند كه بنده مختار ( - مخيّر ) است ، و مبدأ عدل الهى را در روز شمار بر تخيير مىنهادند . اشعريّه بر جبريّه و بر معتزله هر دو اعتراض داشتند ، و مىگفتند : همهء كارهاى بندگان مخلوق است ، و اين خداست كه آنها را مىآفريند . و اگر انسان خالق [ آن اعمال ] باشد در كار خلق شريك خدا باشد ؛ و آنگاه اگر انسان قادر باشد ، در همه احوال قادر باشد ، و حال آنكه چنين نيست . از سوى ديگر ، اگر بنده از آفريدن افعال خود عاجز باشد ، خدا چگونه او را بر اعمالى كه از فعل او نيست محاسبه مىكند ؟ در اينجاست كه اشاعره ، به شيوهء اهل اعتزال ، ميان افعال « لا ارادى » - مانند رعده و رعشه ( - لرزش ) ، و ميان افعال « ارادى » تميز مىدهند ، و مىگويند انسان جز بر افعال ارادى قدرتى ندارد . و خداست كه به انسان اين قدرت « كاسبه » را مىبخشد . و مراد از آن اين است كه خدا افعال را مىآفريند ، و براى بنده قدرت بر فعل آنها را مىبخشد ، و از اينجا نتيجه مىشود كه انسان كاسب اين افعال است . و اختيار انسان براى انجام هر كارى تابع ارادهء او است نه قدرت او . و چون درست شد كه انسان اين اعمال را به ارادهء خويش كسب مىكند مبدأ عدالت الهى در ثواب و عقاب نيز پديد مىآيد ، زيرا « اتقان » فعل از خداست ، و نيز قدرت بر تنفيذ آن نيز از خداست ، و بنده جز اراده در برخى افعال ، كه او را به سوى خير يا شر متوجّه مىسازد ، چيزى ندارد ، و از اينجاست كه قرآن مجيد مىگويد « كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ » ( طور ، 52 / آيهء 21 ) - هر كسى در گرو چيزى است كه كسب مىكند ؛ و نيز مىگويد « وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ » ( صافات ، 37 / آيهء 96 ) خدا شما را آفريده است و آنچه را كه مىكنيد . و اين چنين ، اشاعره به نوعى از جبر ( - تسيير ) لطيف معتقد شده‌اند كه به نظريّهء « كسب » مشهور شده است . 3 . نفى مبدأ سببيّت . عقل‌گرايان به مبدأ سببيّت « 1 » كه ارسطو وضعش كرده اعتقاد دارند ، و از اين راه برخى از ممكنات را به برخى ديگر برمىگردانند ، و يكى از آنها را صادر از ديگرى مىشمارند .

--> ( 1 ) ( جبر علمى - حتميّت - ( Determinism