على اصغر حلبى
91
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
علم خدا عين ذات او باشد . و اگر علم او همان نفس او باشد ، در اين صورت صفت ( - علم ) و موصوف ( خدا ) يك چيز باشند ؛ و در اين صورت صفت همان ذات باشد ، و اين خلف است . و از اينجا برمىآيد كه روا نيست صفت را عين موصوف بشماريم . و از اين روى ، اشاعره علم را صفت ثابتى از صفات خدا دانستند كه از جوهر او نيست بلكه از مشتملات جوهر او است ، و آن ازلى است . و چون حال چنين باشد ، نبايد گفت « خدا عالم به علم است ، و علم او ذات او است . . . » چنان كه معتزله مىگويند . و بايد تنها بگوييم « خدا عالم به علم است . » و اين شيوه را دربارهء صفات ديگر نيز به كار بردند و از اينجا بود كه مىگفتند : خداى تعالى عالم به علم ، قادر به قدرت ، مريد به اراده ، حىّ به حيات ، . . . است . و باز از همينجا بود كه مىگفتند كه : صفات وارد در كتاب عزيز موجود و كائن است ، و روا نيست بپرسند كه چگونه موجود است . و بر مسلمان واجب است كه به وجود آنها ايمان بياورد . و اشاعره سؤال از آن را بدعت ، و جواب از آن را كفر و زندقه مىشمردند . و آنگاه ، اين جماعت اين دلايل عقلى را به براهين نقلى استوار مىساختند كه از آيات قرآنى برگرفته بود از جمله اين آيه كه « عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ ، لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ، وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ، وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها ، وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ ، وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » ( انعام ، 6 / آيهء 59 ) - كليدهاى پنهانىها نزد او است ، آنها را جز او كسى نمىداند ، و او مىداند آنچه را كه در خشكى و درياست . و هيچ برگى از درخت نمىافتد مگر اينكه آن را مىداند . و دانهيى در تاريكىهاى زمين ، و خشك و ترى نيست مگر اينكه در كتابى آشكار است . و باز اين آيه كه مىگويد « أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً » ( فصلّت ، 41 / آيهء 15 ) آيا نمىبينند كه خدايى كه ايشان را آفريده از ايشان به نيرومندى بيشتر است ؟ در اينجا نيز خداى تعالى علم و قوّه را به خود نسبت مىدهد و بدين ترتيب انكار صفات و نفى آنها را مجالى نمىماند . ب : ازلى بودن قرآن . به عقيدهء اشاعره قرآن ازلى و قديم است ، ولى در مذهب معتزله حادث و مخلوق است ، و تفصيل اين مطلب را در فصل هفتم خواهيد خواند ، و در اينجا از بيان آن تن مىزنيم تا تكرار نباشد . ج : رؤيت سعيده . معتزله اين عقيده را كه خداى تعالى در آخرت ديده خواهد شد انكار مىكردند تا بدين ترتيب تشبيه را از خداوند دور كنند ، و او را از محدوديّت در زمان ، جهت ، و مكان مبرّا سازند ، ولى اشاعره ديدار او را در آخرت جائز و واقع يعنى