على اصغر حلبى

70

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

2 . نفى صفاتى كه احتمال تشبيه در آنها مىرود . و اين كار را براى تنزيه خدا از صفات بندگان خود انجام مىدهند ، و در اين راه اعتمادشان بر اين آيه است كه مىگويد « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ( شورى ، 42 / آيهء 11 ) ، امّا وصف او را به دو صفت روا دانند و آن « فعل » و « خلق » است ، بنابراين كه بنده را بدان صفات نمىتوان ستود . و نيز وجود ذات الهى را در هر مكانى ، نه در برخى از مكان‌ها ، ثابت مىكنند ؛ و همچون قدريّه به وحدت ذات و صفات قائل‌اند . 3 . امتناع رؤيت خدا بر مؤمنان در آخرت ، و آيهء « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » ( قيامت ، 75 / آيهء 22 ) را تأويل مىكنند « 1 » ، و به فناى بهشت و دوزخ اعتقاد دارند ، زيرا معتقداند كه بقاء صفتى است خاصّ براى خداى تعالى ، كه چيزى در آن با وى شريك نيست . 3 . صفاتيّه جمهور مسلمانان ، صفات الهى را به نحوى كه در نصّ قرآن مجيد وارد شده ثابت مىدانستند ، و هرگز ماهيّت اين صفات ، در عصر نخستين ، موضوع بحث نبود ؛ تا اينكه قدريّه وجوب تأويل دلالت لفظى را آشكار ساختند ، جبريّه نيز در اين راه تا حدّ زيادى از آنان پيروى كردند . پس جدال شدّت يافت . و از آن فرقهء نيرومندى پديدار گشت كه پرچمدار آن عبد اللّه بن سعيد كلّابىّ ( وفات ، 254 ه . ق ) بود . و در دفاع از مدلول لفظى ، گروه زيادى از دانشمندان او را يارى دادند كه به صفاتيّه مشهور گشتند . تعاليم اين گروه بر دو اساس پايدار بود : 1 . اثبات صفات بنابر مدلول ظاهرى آنها ، و تن زدن از بحث در ماهيّت آنها . چه در نصّ تعريف آنها وارد نشده ، و طلب معرفت آنها جزو تكاليف مسلمانان نيست . اين جماعت گويند صفات ذات صفات جبرى است ، و امّا صفات ديگر را چنان كه آمده اثبات مىكنند . و از تشبيه منع كرده‌اند و تنزيه را واجب دانسته‌اند . از اين روى ، مثلا دربارهء « يُرِيدُ اللَّهُ » مىگويند كه شكّ نيست كه خداى تعالى دستى دارد ، امّا اين دست مانند دست انسان نيست ، و نيز در « اللَّهَ يَعْلَمُ » مىگويند خدا مىداند و ليكن نه آنچنان كه انسان مىداند . جز اينكه گروهى از اثبات كنندگان صفات در اعتقاد به الفاظ نصّ غلوّ كردند تا بدانجا كه در تشبيه افتادند ، و به مشبّهه يا مجسّمه معروف شدند . و در نظر صفاتيّه ، نفى

--> ( 1 ) . براى شرح اين آيه ، - ابو الفتوح رازى ، تفسير ، 9 / 121 - 123 ، شعرانى ؛ و صفحات 38 - 42 از همين كتاب حاضر .