على اصغر حلبى
56
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
امامت شمشير كشيده و خونريزى شد ، در هيچ مسألهيى در هيچ زمان نشد » . « 1 » واژهء امام در زبان عربى به معنى كسى است كه مردم به او بگرايند و از وى پيروى كرده دستور بگيرند ؛ و راه را نيز به همين مناسبت امام مىگويند زيرا مردم به سوى آن مىگرايند ، و در رسيدن به مقصود آن را پيروى مىكنند . و در اصطلاح ، امامت رياست بر عامّه است در امور دين و دنيا به نيابت از رسول اكرم . و امام كسى است كه در امور دين و دنيا رياست عامّهء مردم با او باشد . « 2 » عقيدهء علماى اماميّه اين است كه هرچه بر وجوب نبوّت دلالت دارد بر وجوب امامت نيز دليل است چه امامت قائم مقام نبوّت است - مگر در تلقّى وحى بىواسطهء الهى - . لذا اماميّه امامت را « لطف » مىدانند و توضيح آن چنين است كه مىگويند : نصب امام عقلا بر خداوند تعالى واجب است ، و علّت وجوب آن اين است كه امامت لطف است و هر لطفى بر حقّ تعالى واجب . و در تعريف لطف گويند كه : لطف ، هر چيزى است كه بندگان را به طاعت نزديك و از معصيت دور نمايد . « 3 » از اين گذشته ، امامت لطف عامّ است ، و نبوّت لطف خاصّ ؛ چه ممكن است روزگار از وجود پيامبرى خالى بماند ، در صورتى كه خالى ماندن آن از امام امكان ندارد . « 4 » و به همين دليل است كه فرقهء اماميّه مبحث امامت را از توابع مبحث نبوّت و از اصول و اركان دين مىشمارند و ايمان را بدون عقيدهء به امامت پايدار نمىدانند و كسى را مؤمن مىگويند كه به عقيدهء اماميّه باشد ، « 5 » در صورتى كه فرق ديگر اسلامى آن را در عداد فروع دين بشمار مىآورند ، « 6 » و متكلّمان اهل سنّت ، امامت ( و خلافت ) را امرى مصلحتى مىدانند ، و تنها براى ردّ عقايد شيعه در اين باب ، اين مبحث را در علم كلام خود داخل كردهاند . « 7 » يكى ديگر از شرايط امامت به عقيدهء فرقهء اماميّه اين است كه امام بايد فاضلترين مردم زمان خود باشد ، ولى زيديّه و بيشتر معتزله با اين عقيده همراه نبودند و مىگفتند
--> ( 1 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، 24 ، محمّد سيّد كيلانى : « . . . و اعظم خلاف بين الامّة خلاف الامامة ، اذ ما سلّ سيف فى الاسلام على قاعدة دينيّة مثل ما سلّ على الامامة فى كلّ زمان » . ( 2 ) . « الامام هو الّذي له الرّئاسة العامّة فى الدّين و الدنيا جميعا » ( جرجانى ، تعريفات ، 29 ؛ طريحى ، مجمع البحرين ، 1 / 525 ) . ( 3 ) . خواجهء طوسى ، تلخيص المحصّل ، « رسالهء الامامة » ، 426 ، عبد اللّه نورانى ؛ علّامهء حلّى ، شرح باب الحادى عشر ، 53 : « نصب الامام لطف ، و اللّطف عبارة عن كلّ ما يقرّب المكلّفين الى الطاعات و يبعّدهم عن المعاصى » . ( 4 ) . علّامه ، شرح باب الحادى عشر ، 54 . ( 5 ) . مجمع البحرين ، 1 / 572 . ( 6 ) . شرح باب الحادى عشر ، 51 . ( 7 ) . تفتازانى ، شرح مقاصد ، 2 / 271 .