على اصغر حلبى
53
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
خواند ، و او كه از مدافعان شديد معتزله بود ، عبد الجبّار را بسيار گرامى داشت ، و او را قاضى بزرگ ولايت رى كرد ؛ و از همينجاست كه در ادبيّات معتزله او را قاضى القضاة مىنامند . امّا وقتى صاحب به سال ( 385 ه . ق . ) درگذشت ، عبد الجبّار دربارهء او گفت « رحمت فرستادن بر او را جايز نمىدانم زيرا وى بدون توبه مرده است ! » و اين نكته را بر او عيب گرفتند و در كفران نعمتى كه كرده بود او را طعن كردند و به بىوفايى منسوبش كردند . « 1 » و چون اين خبر به گوش فخر الدّولهء ديلمى ( 341 - 387 ه . ق . ) رسيد برآشفت و او را مقام قضاء عزل كرد ، و دستور داد كه عبد الجبّار و اصحاب او را گرفتند و به زندان انداختند و به پرداختن - / 000 / 000 / 3 درهم مجبور ساختند . فخر الدّوله براى انجام اين دستور خود به ابو العبّاس احمد بن ابراهيم ضبّىّ ( فت ، 399 ه . ق . ) ملقّب به « كافى اوحد » اختيار كامل داد ، و او كه از بركشيدگان صاحب بود ، و پس از او به جاى او وزارت يافت ، حكم را اجرا كرد . پس از اين واقعه ديگر از زندگانى عبد الجبّار چيزى در دست نيست ، و حتّى معلوم نيست كه پس از پرداختن اين جريمهء سنگين دوباره به مقام سابق خود دست يافت ، يا نه ؟ وى به سال 415 ه . ق . درگذشت . اگر ابو الحسن اشعرى در آغاز از معتزله بود ، و بعد از آنها روى گردان شد ، بر عكس او ، عبد الجبّار در ابتدا مذهب اشعرى داشت ، و بعد از آن از آن مذهب برگشت و به معتزله پيوست . قاضى عبد الجبّار به سبب تأليفات گرانبهاى خود در علم كلام معتزلى ، و مخصوصا كتاب المغنى فى ابواب العدل و التوحيد ، از بزرگترين علماى كلام محسوب مىشود . هر يك از اجزاى اين كتاب در يكى از مسائل مشهور مورد خلاف كلام است ، از قبيل مسائل اراده ، تعديل و تجوير « 2 » ، مخلوق ، توليد ، تكليف ، نظر ، معارف ، نسخ ، نبوّات ، و جز آنها . ولى قدرت او در علم كلام و تأليفات بسيار او در علم كلام معتزلى نيز نتوانست كلام معتزلى را مورد قبول عامّه سازد ، و شهرت و رواج كتب او با مرگ خود او از ميان رفت ، و تنها در برخى مجامع معدود معتزلى از او سخن مىرفت . عقيدهء به اعتزال با اينكه تا استيلاى مغول بر بلاد اسلامى و تا اواسط قرن هفتم هجرى هنوز پيروانى داشت و علّامهء بزرگ جار اللّه ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى ( 497 - 538 ه . ق . ) ، و نيز اديب و مورّخ دانشمند عبد الحميد بن ابى الحديد ( 586 - 655 ه . ق . ) شارح نهج البلاغه در
--> ( 1 ) . « . . . قال القاضى : لا ارى الرّحمة عليه لانّه مات عن غير توبة ظهرت منه ، فطعن عليه بذلك ، و نسب الى قلّة الوفاء . » - ياقوت حموى ، ارشاد الاريب ، 20 / 216 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 8 / 195 ، بيروت . ( 2 ) . تعديل - نسبت عدل به خدا دادن ؛ تجوير - نسبت جور به خدا دادن ( - ابن حزم ، الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ، 3 / 167 / 164 ، قاهره ، 1958 ) .