على اصغر حلبى

49

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

بدين ترتيب ، پيروان ابو الحسن اشعرى زياد شدند ، و پس از او شاگردش ابن مجاهد ( نيمهء دوم سدهء چهارم ) و ديگران راه او را پيروى كردند و قاضى ابو بكر باقلانى ( فت ، 403 ه . ق . ) اين امور را از ايشان گرفت و مهذّب ساخت و مقدّمات عقلى لازم را - از قبيل اثبات جوهر فرد ، خلأ ، قائم نبودن عرض به عرض ، و عدم بقاء عرض در دو زمان ، كه در اصول عقايد معتزله بود گرفت ، و به شيوهء دقيق خويش آن‌ها را با مسائل ايمانى تلفيق كرد ، و خوض يعنى فرو رفتن و سخن گفتن در علم كلام را بر خلاف بسيارى از ائمّهء بزرگ سنّت مانند شافعى و احمد بن حنبل مستحسن دانست و در چشم اهل سنّت و پيروان اشعرى خود بيار است ، و اين قواعد را تابع عقايد ايمانى قرار داد تا اين طريقه يعنى كلام اشعرى شكلى مطلوب به خود گرفت ، و يكى از دقيق‌ترين فنون نظرى و علوم دينى و قرآنى شد . « 1 » * * * ماتريدى تقريبا در همان زمان كه ابو الحسن اشعرى در عراق عقايد كلامى را بر طبق عقايد اهل سنّت و حديث تدوين و تعليل مىكرد ، در ما وراء النهر نيز همانند اين واقعه در كلام اتّفاق مىافتاد . ابو منصور محمّد بن محمّد بن محمود حنفى ماتريدى سمرقندى ( فت ، 333 ه . ق . ) در فقه و فروع و در اعتقاديّات و اصول هر دو پيرو امام ابو حنيفه بود . از زندگانى ماتريدى اطّلاع زيادى در دست نيست . نام يكى از استادان او محمّد بن مقاتل رازى ( فت ، 248 ه . ق . ) كه از شاگردان ابو حنيفه ( فت ، 150 ه . ق . ) بوده ، زياد برده مىشود ، و اين امر ثابت مىكند كه ولادت ماتريدى پيش از اين سال و احتمالا در حدود سال 235 ه . ق . بوده است . « 2 » از مهم‌ّترين آثار او - كه هنوز چاپ نشده و به صورت نسخه‌هاى خطّى باقى مانده - كتاب تأويلات القرآن ، كتاب التوحيد ، و كتاب المقالات است ، كه صاحب نظران آن‌ها را بسيار ستوده‌اند . و او به ويژه در كتاب اوّل كوشيده است قرآن را به شيوهء اهل سنّت و در عين حال بر پايهء دلايل عقلى تفسير كند ، و در اين راه بسيار كامياب بوده است . ماتريدى ، عقايد كلامى ابو حنيفه را با استنباط و استخراج از آثار منسوب به او - از

--> ( 1 ) . اشعرى ، رسالة استحسان الخوض فى علم الكلام ، 6 - 9 ، حيدرآباد ؛ ابن خلدون ، مقدّمه ، 465 ، بغداد ( المثنى ) ؛ شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 94 - 100 ، محمّد سيد كيلانى . مقصود از « جوهر فرد » ، اتم يا جزء لايتجزّا است . خواجه حافظ گويد ( ديوان ، 79 ، قزوينى ) : بعد از اينم نبود شائبه در « جوهرِ فرد » * كه دهانِ تو بر آن نكته خويش استدلاليست ( 2 ) . Shorter Encyclopaedia of Islam , art . , « Maturidi » , P . 363 .